متاسفانه، ابرهای تیره کووید-19 همچنان در افق ایالات متحده خودنمایی می‌کنند. شمار مبتلایان هنوز به شکل سرسختانه‌ای بالاست. از آن بدتر، عوارض طولانی‌مدتی که بر روی سلامتی می‌گذارد یا مرگ ناشی از کرونا را نمی‌توان نادیده گرفت.

به نظر می‌رسد در حال حاضر در آمریکا همه یا به کرونا مبتلا شده‌اند یا کسی را می‌شناسند که به این بیماری مبتلا شده باشند. بله باید قدردان باشیم که شمار سرسام‌آور موارد ابتلا طی یک بازه تشخیصی کوتاه و بدون عوارض جانبی پایدار، به پایان رسید.

اما این به تنهایی کافی نیست.

متاسفانه، ابرهای تیره کووید-19 همچنان در افق ایالات متحده خودنمایی می‌کنند. شمار مبتلایان هنوز به شکل سرسختانه‌ای بالاست. از آن بدتر، عوارض طولانی‌مدتی که بر روی سلامتی می‌گذارد یا مرگ ناشی از کرونا را نمی‌توان نادیده گرفت. و نباید فراموش کنیم به موازات شروع پاییز در ایالات متحده، که یک فصل آنفلوآنزای احتمالا بد محسوب می‌شود؛ یک نهاد خبری آمریکایی تا آنجا پیش رفته که نوشت «ظاهرا آنفلوآنزا امسال دوباره باز می‌گردد و یک پاندمی دوسویه را ایجاد می‌کند که در آن موارد ابتلا به کرونا و آنفلوآنزا دوشادوش هم افزایش خواهند داشت و فشار سهمگینی را بر کادر و نظام درمانی ایالات متحده وارد می‌کند.»

در اینجا سوالاتی وجود دارد که باید پاسخ داده شوند: چرا کووید-19 در آمریکا 31 ماه پس از گزارش اولین مورد ابتلای آن هنوز وجود دارد؟ چگونه این کشورِ معتقد به «انحصارگرایی» نتوانسته راهی برای حل این بحران بیابد؟

حتما دولت فدرال مسئول یافتن این راه حل است و برخی دولتمردان در واشنگتن مقصر هستند.

«دونالد ترامپ» رئیس جمهور پیشین آمریکا در اوایل بهار 2020 این روند را با گفتن اینکه کووید-19 چیزی جز یک آنفلوآنزا نیست، شروع کرد.

او مقابل درخواست‌های جامعه درمانی آمریکا برای استفاده از نیروی دولت برای رسیدگی به بحران رو به رشد کرونا مقاومت کرد زیرا به نظر می‌رسید او بیشتر به مقصر جلوه دادن چین برای شروع آن،‌ علاقه‌مند است.

این لفاظی خطرناک ترامپ در بسیاری از نقاط آمریکا مشتری پیدا کرد و خیلی زود فرمانداران جمهوریخواه در ایالت‌های مختلف با آن همراهی کردند.

آنها در واقع مشتاق چاپلوسی برای کسی بودند که امیدوار بودند در پاییز آن سال دوباره در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود. در نتیجه، دلیلی نمی‌دیدند که از درخواست‌ها برای آموزش موقتی آنلاین به منظور پیشبرد واکسیناسیون حمایت کنند. آنها همچنین با ادعاهای غیرعقلانی در سطح توده مردم که می‌گفتند دولت هیچ حقی برای تعرض به «آزادی من» ندارد، همراه شدند.

در حالی که این حقیقت دارد که جایگزین ترامپ یعنی بایدن از آمریکایی‌ها خواست حواسشان به کووید-19 باشد اما نباید فراموش کنیم که او اخیرا در یک مصاحبه تلویزیونی مدعی شد که بیماری کرونا به پایان رسیده است. جالب اینجاست که حتی یک پزشک عمومی هم تحت تاثیر این حرف بایدن قرار نگرفت! نیویورک تایمز در این باره یادآوری کرد که ویروس کرونا همچنان چهارمین علت مرگ در ایالات متحده است.

البته باید میانگینی از زنان و مردان آمریکایی را هم برای این بحران مقصر دانست. به طور کلی جمعیت آمریکا به دو بخش تقسیم می‌شوند: یا جزو آن دسته هستند که می‌گویند کووید-19 نباید آزادی من را محدود کند یا آنهایی که اعتقاد دارند چون تمام دُزهای واکسن را دریافت کرده‌اند پس ایمنی دارند. در نتیجه، گروه اول بخاطر جهالت و گروه دوم بخاطر غرور مقصرند.

این گروه‌ها -و آنهایی که درصد زیادی از جمعیت آمریکا را تشکیل می‌دهند- در قبال کووید دچار اهمال‌کاری شده‌اند؛ یا آنهایی هستند که زندگی روزمره خود را در میانه کرونا مثل قبل ادامه دادند یا آنها که می‌خواهند تمام آن فعالیت‌های ظاهرا ارزشمند را که طی دوره یک سال و اندیِ کرونا قادر به انجامش نبودند، انجام دهند.

سرانجام، ما نمی‌توانیم نقش تقریبا تمام رسانه‌های جریان اصلی را در این قضیه فراموش کنیم. آنها از تمام جوانب ویروس کرونا گزارش می دادند اما در عین حال می‌گفتند سیاست‌هایی که توسط دیگر کشورها برای کنترل کووید-19 اعمال شده افراطی یا ضد انسانی است.

فی الواقع چین و سیاست کووید صفر آن برجسته‌ترین مثال است. این رسانه‌های خبری آمریکایی به طور غیرقابل توضیحی می‌خواستند مخاطبانشان باور کنند در صدر فهرست مبتلایان و کشته‌های جهانی کرونا بودن چیزی است که بهتر از هر راه حل دیگر از جمله قرنطینه است.

اما چیزی آمار نشان می‌دهد این است که بیش از یک میلیون آمریکایی کشته‌شده در اثر کرونا اگر زنده می‌بودند احتمالا با نظر فوق موافق نبودند.

 

تبلیغات

 کلیه حقوق اقتصادرسا محفوظ می باشد

پیاده سازی و طراحی توسط گروه نرم افزاری دیما

Back to Top