شش متخصص حوزه رسانه و روانشناسی در نشست تخصصی «از دروغ تا حقیقت» با بررسی شیوههای اثرگذاری اخبار جعلی، عملیات رسانهای علیه کشور و راهکارهای مقابله با جنگ روایتها، بر ضرورت اطلاعرسانی سریع، دقیق و مستمر، تعیین مرجع رسمی اخبار و تقویت امید اجتماعی تأکید کردند.

به گزارش اقتصادرسا؛ نشست تخصصی «از دروغ تا حقیقت» با محوریت بررسی عملیاتهای رسانهای علیه کشور، شیوه اثرگذاری اخبار جعلی و راهکارهای مقابله با جنگ روایتها، سهشنبه ۲۴ شهریور در مجموعه فرهنگی آموزشی اردوبهشت برگزار شد. در این نشست، معصومه قمقامی (دبیر جلسه)، محمد خدادی (معاون اسبق مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی)، معصومه نصیری (دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانهای یونسکو در ایران)، محمد گاپله (مدیریت سواد رسانهای معاونت فضای مجازی صداوسیما)، مرضیه رضایی (دبیر اندیشکده سبک زندگی عصر) و محمد حسن ابراهیمکنی (مدیرعامل مرکز بینشهای رفتاری ایران) به ایراد سخن پرداختند.
معصومه قمقامی، دبیر این نشست، با اشاره به محورهای بیانیه گام دوم انقلاب، مهمترین هدف عملیات رسانهای دشمن را ایجاد ناامیدی در میان مردم و مسئولان دانست.
وی اظهار کرد: رسانههای معاند تلاش میکنند با برجستهسازی ضعفها، القای ترس و تکرار مداوم اخبار منفی، امید جامعه به آینده را تضعیف کنند و میان مردم و مسئولان فاصله بیندازند.
قمقامی تأکید کرد: مقابله با این روند تنها از مسیر پاسخگویی به اخبار جعلی نمیگذرد، بلکه باید با روایت دقیق و مستمر واقعیتها، تقویت امید اجتماعی و ارائه تصویری واقعی از ظرفیتهای کشور همراه شود.
وی با اشاره به نقش جوانان در این عرصه گفت: پرورش امید در خود و دیگران و کنار زدن ترس و ناامیدی، نخستین و ریشهایترین جهاد امروز جوانان است. آنان باید با حضور فعال و مسئولانه در فضای رسانهای، در شکستن محاصره تبلیغاتی و مقابله با روایتهای منفی نقشآفرینی کنند.
خدادی: دشمن امروز از اطلاعات واقعی، روایت تحریفشده میسازد
محمد خدادی، معاون اسبق مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با اشاره به تجربه چند دهه فعالیت رسانهای، میان سه مفهوم «خبر جعلی»، «اطلاعات غلط» و «اطلاعات گمراهکننده» تفاوت قائل شد.
وی گفت: خبر جعلی از ابتدا بر پایه اطلاعات ساختگی شکل میگیرد، اما اطلاعات گمراهکننده ممکن است از یک واقعیت آغاز شود و سپس با حذف بخشی از دادهها، تغییر زاویه روایت یا کنار هم قرار دادن گزینشی اطلاعات، مخاطب را به برداشت دیگری برساند.
خدادی افزود: در گذشته، بخش مهمی از اخبار منتشرشده علیه کشور کاملاً ساختگی بود و رسانه داخلی میتوانست با ارائه یک پاسخ سریع و دقیق، آن را خنثی کند؛ اما امروز شیوه عملیات رسانهای پیچیدهتر شده است. دشمن از اطلاعات واقعی داخل کشور استفاده میکند و با تغییر چارچوب ارائه، روایت مورد نظر خود را میسازد.
وی با اشاره به فعالیت اتاقهای خبر ۲۴ساعته در برخی کشورها از جمله رژیم صهیونیستی، عربستان، انگلیس، فرانسه، استانبول و آلبانی اظهار کرد: این اتاقها سه وظیفه اصلی دارند؛ جمعآوری اطلاعات از داخل کشور، استفاده از دادههای واقعی برای ساخت روایت تحریفشده و ایجاد سابقه ذهنی در افکار عمومی.
به گفته خدادی، اظهارات مسئولان، گزارشهای رسانههای داخلی و آمارهای دستگاههای رسمی، بخشی از مواد اولیه این روایتسازی هستند؛ زیرا مخاطب معمولاً اطلاعاتی را که از داخل کشور آمده است، باورپذیرتر میداند.
وی با انتقاد از اظهارنظرهای غیرمسئولانه گفت: گاهی اظهارات یک فرد در یک شهرستان، بدون آنکه جایگاه لازم برای بیان موضع رسمی داشته باشد، بهعنوان دیدگاه جمهوری اسلامی بازنشر میشود و رسانههای رقیب نیز از همین موضوع برای ساخت روایت خود استفاده میکنند.
چهار مؤلفه تکرارشونده در روایتهای معاند
خدادی چهار مؤلفه «فساد»، «ناکارآمدی»، «سوءمدیریت» و «تبعیض» را از عناصر تکرارشونده در روایتهای رسانههای معاند دانست و گفت: این مفاهیم در موضوعات مختلف بهصورت مستمر تکرار میشوند تا در ذهن مخاطب به یک تصویر کلی از وضعیت کشور تبدیل شوند.
وی افزود: نتیجه این فرآیند، بیاعتمادی به آمار و اطلاعات رسمی، ناامیدی از وضعیت موجود، ایجاد اضطراب پنهان در جامعه، کاهش مشارکت در فرآیندهای اجتماعی و سیاسی و در نهایت بروز اعتراض است.
معاون اسبق مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه رسانههای معاند تنها از یک تکنیک استفاده نمیکنند، گفت: آنها مجموعهای از پیامها و تصاویر را در کنار هم قرار میدهند تا مخاطب بهتدریج به این نتیجه برسد که با ساختاری ناکارآمد، فاسد و بیتوجه به مردم مواجه است.
وی ادامه داد: رسانههای داخلی نباید تصور کنند که با انتشار چند خبر مناسبتی میتوانند این تصویر ذهنی را تغییر دهند. روایت رسانهای باید در طول سال استمرار داشته باشد و در زندگی واقعی مردم ریشه داشته باشد.
خدادی: تعداد زیاد رسانهها به معنای اثرگذاری نیست
خدادی با انتقاد از وضعیت تولید محتوای رسانهای در کشور گفت: ایران از نظر تعداد رسانه با کمبود مواجه نیست، اما افزایش تعداد روزنامهها، خبرگزاریها و پایگاههای خبری، بهتنهایی نمیتواند به افزایش کیفیت اطلاعرسانی منجر شود.
وی سه مشکل «کمیت»، «مهارت» و «ضعف در نقد حرفهای» را از مسائل اصلی رسانههای کشور برشمرد و افزود: تجهیزات رسانهای و ساختارهای متعدد زمانی ارزشمند هستند که به تولید محتوای دقیق، جذاب و قابل اعتماد منجر شوند.
خدادی گفت: در برخی مصاحبهها سؤال مشخصی وجود ندارد، موضوع گفتوگو روشن نیست و پاسخ مسئول نیز برای مخاطب قابل استفاده نیست. در چنین شرایطی، رسانه نهتنها به پرسشهای جامعه پاسخ نمیدهد، بلکه با تولید محتوای ضعیف، زمینه را برای روایتسازی رسانههای رقیب فراهم میکند.
وی همچنین از تبدیل نقد به تخریب انتقاد کرد و گفت: رسانه باید بتواند عملکردها را نقد کند، اما نقد حرفهای نباید به تخریب افراد یا نادیده گرفتن واقعیتها تبدیل شود. جامعهای که امکان نقد دقیق و مسئولانه در آن وجود نداشته باشد، با انباشت ابهام و بیاعتمادی روبهرو خواهد شد.
از انحصار اطلاعات تا انتخاب هوشمند مخاطب
خدادی با اشاره به تغییر رابطه رسانه و مخاطب در چند دهه گذشته اظهار کرد: در دهه ۷۰، رسانهها تا حد زیادی در جایگاه انحصارکننده اطلاعات قرار داشتند و مخاطب انتخاب محدودی داشت. از اواخر همان دهه، با ورود ابزارهایی مانند یاهو، مسنجر و وایبر، دوره انتخاب اطلاعات آغاز شد و در دهه ۹۰، انتخاب هوشمند شکل گرفت.
وی گفت: امروز مخاطب دیگر منتظر نمیماند تا رسانه رسمی اطلاعات را در اختیار او بگذارد، بلکه خودش به دنبال اطلاعات میرود و منابع مختلف را با یکدیگر مقایسه میکند. بنابراین رسانه باید برای جلب اعتماد مخاطب، دقیق، شفاف و بهموقع عمل کند.
خدادی با تأکید بر اینکه «رسانه محل انتقال اطلاعات است، نه خود اطلاعات»، تعیین مرجع رسمی برای هر نوع خبر را ضروری دانست و گفت: در هر موضوع باید مشخص باشد کدام نهاد مسئول ارائه اطلاعات است.
وی افزود: برای نمونه، تعداد تلفات یک حادثه باید از سوی نهاد درمانی یا امدادی اعلام شود، علت حادثه را دستگاه تخصصی مربوط بررسی کند و نهادهای غیرمرتبط از اظهارنظر درباره موضوعی که مسئولیت آن را ندارند، خودداری کنند.
خدادی با اشاره به حادثه آتشسوزی بندر شهید رجایی گفت: تعداد کشتهها را باید اورژانس اعلام کند، علت حادثه را مرجع تخصصی مربوط بررسی کند و نهادهای دیگر نباید درباره موضوعی که اطلاعات دقیق ندارند، اظهارنظر کنند.
صحت خبر بر سرعت انتشار اولویت دارد
وی با تأکید بر اهمیت دقت در اطلاعرسانی گفت: سرعت در انتشار خبر مهم است، اما نمیتواند جای صحت را بگیرد. خبر نادرست، حتی اگر سریع منتشر شود، در نهایت اعتماد مخاطب را از بین میبرد.
خدادی با اشاره به تجربه حادثه پلاسکو افزود: رسانه ممکن است چند روز بعد به اطلاعات دقیق درباره تلفات یا علت حادثه دسترسی پیدا کند، اما همچنان باید از انتشار خبر نادرست خودداری کند. تأخیر بهتر از انتشار اطلاعات نادرست است، مشروط بر اینکه در این فاصله، رسانه درباره روند بررسی اطلاعات نیز به مخاطب توضیح دهد.
وی پنج مرحله شکلگیری پرسش در افکار عمومی را شامل کنجکاوی، تناقض، ابهام، شایعه و اطلاعات جعلی دانست و گفت: اگر رسانه رسمی در مراحل ابتدایی پاسخ روشنی ارائه کند، بسیاری از شایعات شکل نمیگیرند؛ اما اگر ابهام باقی بماند، روایتهای رقیب وارد میدان میشوند.
خدادی بر ضرورت پذیرش خطا و پرهیز از پنهانکاری تأکید کرد و افزود: رسانه و مسئولان باید از رودربایستی با خود فاصله بگیرند. مردم ضعفها را میبینند و اگر درباره آنها توضیح روشنی ارائه نشود، دیگران روایت خود را جایگزین واقعیت خواهند کرد.
نصیری: روایتسازی یک فرآیند مستمر است
معصومه نصیری، دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانهای یونسکو در ایران، با اشاره به ضعفهای موجود در نظام اطلاعرسانی کشور گفت: یکی از مسائل مهم این است که در بسیاری از موضوعات مشخص نیست چه کسی باید سخن بگوید و دقیقاً درباره چه چیزی اظهارنظر کند.
وی افزود: گاهی یک مقام درباره موضوعی خارج از حوزه تخصصی خود صحبت میکند و در یک سخنرانی، مسائل متعددی بدون ارتباط منطقی کنار هم قرار میگیرد. این وضعیت نهتنها پیام اصلی را مخدوش میکند، بلکه زمینه سوءبرداشت مخاطب و استفاده رسانههای رقیب را نیز فراهم میسازد.
نصیری با اشاره به پژوهشی که برای فراجا انجام شده است، گفت: در برخی موارد، فرمانده انتظامی یک استان درباره سرقت احشام صحبت میکند، اما همزمان موضوعاتی مانند دستگیری اوباش یا عناصر تروریستی را نیز مطرح میکند. قرار گرفتن این مفاهیم در کنار یکدیگر، باعث میشود پیام اصلی از بین برود و مخاطب با تصویری نامتوازن مواجه شود.
وی تأکید کرد: در کشورهای دیگر، هر مقام در حوزه مسئولیت خود سخن میگوید و شخصیتها برای دیده شدن وارد همه موضوعات نمیشوند. در ایران نیز باید فرهنگ سخنگویی تخصصی و صدور اطلاعیههای دقیق و مسئولانه تقویت شود.
رسانههای رقیب از خطاهای داخلی استفاده میکنند
نصیری عملیات رسانهای رسانههای معاند را یک مجموعه بههمپیوسته دانست و گفت: آنها همیشه برای تولید سوژه از نقطه صفر شروع نمیکنند، بلکه از اطلاعات، اظهارات و تصمیمهایی استفاده میکنند که در داخل کشور تولید شده است.
وی ادامه داد: این رسانهها جامعه را بهصورت مستمر رصد میکنند و میدانند چه زمانی یک اظهارنظر، مصاحبه یا تصمیم میتواند به خوراک رسانهای تبدیل شود. آنها روی سوژههایی که ما تولید میکنیم و در اختیارشان قرار میدهیم، تکنیکهای رسانهای خود را سوار میکنند.
نصیری افزود: بخشی از موفقیت رسانههای رقیب به توانایی آنها مربوط است، اما بخشی نیز ناشی از «پاس گلهایی» است که به دلیل اطلاعرسانی ناقص، اظهارنظرهای متناقض و تأخیر در ارائه اطلاعات در اختیارشان قرار میگیرد.
وی گفت: اگر دستگاهها پیش از انجام یک مصاحبه یا اجرای یک تصمیم، پیامدهای رسانهای آن را بررسی کنند، بسیاری از فرصتهای عملیات روانی از بین خواهد رفت.
چهار مرحله تولید روایت
دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانهای یونسکو در ایران، چهار مرحله «ساخت»، «ارائه»، «تداوم» و «تثبیت» را ارکان اصلی روایتسازی دانست.
وی اظهار کرد: برخی تصور میکنند روایت پس از تولید و انتشار، کار خود را انجام داده است؛ در حالی که روایت بدون تداوم و تثبیت، ماندگار نمیشود.
نصیری افزود: رسانههای معاند یک موضوع را در مقاطع مختلف و با سوژهها، تصاویر و افراد متفاوت بازتولید میکنند. ممکن است هر خبر بهتنهایی اهمیت زیادی نداشته باشد، اما همه این خردهروایتها در نهایت به یک کلانروایت مشترک مانند ناکارآمدی، بیاعتمادی یا بیتوجهی به مردم متصل میشوند.
وی ادامه داد: مخاطب ممکن است متوجه نشود که اخبار پراکنده در حال انتقال یک پیام واحد هستند، اما تکرار این خردهروایتها، بهتدریج تصویر ذهنی او را شکل میدهد.
نصیری با اشاره به وقایع آبان ۱۳۹۸ گفت: رسانههای معاند در مقطعی از اشاره مستقیم به این موضوع خودداری کردند، زیرا تصویر ذهنی مورد نظر خود را از قبل ساخته بودند و پس از آن تلاش کردند همان تصویر را در قالب روایتهای جدید تثبیت کنند.
جابهجایی نقطه تمرکز مخاطب
نصیری مدیریت تصویر ذهنی را یکی از مهمترین تکنیکهای رسانهای دانست و گفت: رسانه گاهی اصل موضوع را تغییر نمیدهد، بلکه نقطه تمرکز مخاطب را جابهجا میکند.
وی افزود: ممکن است موضوع اصلی یک تصمیم سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی باشد، اما رسانه با برجسته کردن یک حاشیه اخلاقی، مالی یا احساسی، ذهن مخاطب را از موضوع اصلی دور کند و به سمت دیگری ببرد.
نصیری با اشاره به تکنیک قاببندی اظهار کرد: مخاطب یک واقعیت را میبیند، اما آن را از زاویهای مشاهده میکند که رسانه برای او انتخاب کرده است. رسانه با انتخاب واژهها، تصاویر، افراد و بخش خاصی از یک رویداد، به مخاطب میگوید کدام بخش را مهم بداند و چگونه درباره آن قضاوت کند.
وی افزود: رسانههای رقیب خردهروایتهای مختلف را در یک «تصویر بزرگ» قرار میدهند و همه آنها را به مفاهیمی مانند ناکارآمدی و بیکفایتی پیوند میزنند.
«ترس» و «ظالم و مظلوم»؛ دو عنصر اثرگذار
نصیری دو مؤلفه «ترس» و «تقابل ظالم و مظلوم» را از مؤثرترین عناصر احساسی در روایتها دانست و گفت: روایتی که بتواند یک طرف را در جایگاه مظلوم و طرف مقابل را در جایگاه ظالم قرار دهد، ظرفیت بالایی برای ایجاد همذاتپنداری دارد.
وی ادامه داد: مخاطب در چنین شرایطی ممکن است پیش از بررسی دقیق اطلاعات، از نظر احساسی با یکی از طرفین همراه شود. رسانههای حرفهای نیز تلاش میکنند از این واکنش احساسی برای جهت دادن به قضاوت مخاطب استفاده کنند.
نصیری افزود: القای ترس نیز با هدف تضعیف مقاومت ذهنی مخاطب انجام میشود. در جنگ شناختی، هدف تنها انتقال یک خبر نیست، بلکه تغییر احساس، نگرش و رفتار مخاطب است.
وی دو قطبیسازی را یکی دیگر از آسیبهای جدی در فضای رسانهای دانست و گفت: این مشکل تنها به رسانههای خارج از کشور محدود نیست و رسانههای داخلی نیز گاهی با ادبیات و شیوه پوشش خود، به تشدید شکافهای اجتماعی کمک میکنند.
تأخیر در اطلاعرسانی، روایت رقیب را تثبیت میکند
نصیری با انتقاد از تأخیر در انتشار اطلاعات گفت: در برخی حوادث، تصاویر و اسناد از همان روزهای نخست وجود دارد، اما انتشار آنها هفتهها به تأخیر میافتد.
وی با اشاره به حادثه مدرسه میناب افزود: فیلم مربوط به این حادثه از روز نخست در اختیار برخی افراد بود، اما انتشار آن ۱۷ روز طول کشید. در این فاصله، روایتهای مختلف شکل گرفتند و رسانههای دیگر فرصت پیدا کردند موضوع را از زاویه خود تفسیر کنند.
نصیری تأکید کرد: هر خبر، بازه زمانی محدودی برای اثرگذاری دارد. اگر اطلاعات اولیه در ۷۲ ساعت نخست منتشر نشود، روایتهای مختلف جای آن را میگیرند و حتی انتشار اسناد واقعی در زمان بعدی نیز ممکن است نتواند تصویر اولیه را اصلاح کند.
وی چهار عامل «درگیری»، «اهمیت»، «ابهام» و «تناقض» را برای شکلگیری و ماندگاری شایعه ضروری دانست و گفت: اگر تعداد زیادی از مردم درگیر موضوعی باشند، آن موضوع برای جامعه اهمیت داشته باشد، اطلاعات کافی درباره آن وجود نداشته باشد و اظهارنظرهای متناقض منتشر شود، شایعه بهسرعت گسترش پیدا میکند.
موضع فعال کافی نیست؛ روایت باید به نتیجه برسد
نصیری با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد رسانهای گفت: در میدان افکار عمومی، صرفاً فعال بودن کافی نیست و باید به دنبال موضع موفق بود؛ یعنی پیامی تولید شود که بتواند در ذهن مخاطب اثر بگذارد و به هدف خود برسد.
وی افزود: ممکن است مجموعه بزرگی از فعالان رسانهای و فضای مجازی وجود داشته باشد، اما اگر این ظرفیتها همافزا نباشند و پیام مشترکی نداشته باشند، اثرگذاری آنها کاهش پیدا میکند.
نصیری ادامه داد: گاهی منافع جریانی بر منافع ملی غلبه میکند و همین مسئله توان رسانهای کشور را پراکنده میسازد. در چنین شرایطی، حتی یک دستاورد مهم نیز ممکن است بهدرستی برای جامعه توضیح داده نشود.
ضرورت پیوست رسانهای برای تصمیمهای مهم
وی بر ضرورت طراحی پیوست رسانهای برای تصمیمهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تأکید کرد و گفت: هیچ تصمیم مهمی نباید بدون بررسی پیامدهای رسانهای آن اجرا شود.
نصیری اظهار کرد: پیش از اجرای یک طرح، باید مشخص شود مردم آن را چگونه معنا میکنند، چه ابهامهایی درباره آن دارند و چه روایتهایی ممکن است علیه آن شکل بگیرد.
وی افزود: در موضوعاتی مانند تغییرات قیمت بنزین یا سیاستهای مرتبط با حجاب، نمیتوان بدون در نظر گرفتن ذهنیت جامعه و برداشت مردم تصمیمگیری کرد. مخاطب باید بداند هدف تصمیم چیست، چه مشکلی را حل میکند و چه پیامدی برای او خواهد داشت.
نصیری با اشاره به برخی دستاوردهای علمی کشور گفت: حتی یک پیشرفت مهم نیز اگر بدون روایت دقیق و حرفهای معرفی شود، ممکن است تحت تأثیر حاشیهها قرار گیرد و رسانه رقیب بتواند از همان حاشیه، روایتی علیه اصل دستاورد بسازد.
وی تأکید کرد: روایت پیشرفت باید شفاف، مستند و متناسب با زبان مردم باشد. اگر رسانه داخلی نتواند دستاوردها را درست توضیح دهد، پلتفرمها و رسانههای دیگر، روایت خود را جایگزین خواهند کرد.
نصیری در پایان گفت: رسانه باید از حالت واکنشی خارج شود و به سمت جریانسازی و تولید مستمر روایتهای معتبر حرکت کند؛ زیرا در جنگ روایتها، تنها پاسخ دادن به دروغ کافی نیست و باید حقیقت را پیش از آنکه روایتهای رقیب شکل بگیرند، در اختیار جامعه قرار داد.
گاپله: تهدیدهای رسانهای از مرحله گفتاری عبور کردهاند
محمد گاپله، مدیر سواد رسانهای معاونت فضای مجازی صداوسیما، یافتههای پژوهشی خود درباره رفتار رسانهای دونالد ترامپ در دو دوره ریاستجمهوری او را تشریح کرد.
وی پنج محور اصلی پیامهای ترامپ درباره ایران را شامل تهدید نظامی مستقیم، تخریب گذشته برای نمایش قدرت، فشار حداکثری اقتصادی، سلب مشروعیت از نظام و شخصیسازی قدرت عنوان کرد.
گاپله گفت: در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، بخش زیادی از تهدیدها در سطح کلام باقی میماند، اما در دوره دوم، تهدیدها با تعیین ضربالاجل و اقدام عملی همراه شد.
وی استفاده گسترده از هوش مصنوعی، تجاریشدن تولید اخبار و هدفگیری ساختار سیاسی ایران در پلتفرم شخصی ترامپ را از ویژگیهای جدید عملیات رسانهای دانست.
رضایی: رسانه باید خط تولید امید داشته باشد
مرضیه رضایی، دبیر اندیشکده سبک زندگی عصر، با اشاره به نقش رسانه در شرایط جنگ شناختی گفت: مواجهه با رسانههای معاند باید جدی، فعال و برنامهریزیشده باشد.
وی امیدآفرینی را یکی از مهمترین وظایف رسانه دانست و اظهار کرد: حتی در شرایط دشوار اقتصادی، اجتماعی و امنیتی، رسانه نباید از تولید محتوای امیدبخش غافل شود.
رضایی افزود: امیدآفرینی به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه به معنای ارائه تصویری واقعی، متوازن و مبتنی بر امکان حل مسائل است. رسانه باید در کنار بیان مشکلات، ظرفیتها و راههای برونرفت از آنها را نیز برای جامعه توضیح دهد.
ابراهیمکنی: پیشگیری از اخبار جعلی مقدم بر مقابله است
محمدحسن ابراهیمکنی، مدیرعامل مرکز بینشهای رفتاری ایران، با ارائه نتایج یک پیمایش ملی گفت: ۹۲.۶ درصد افراد بالای ۱۸ سال در کشور دستکم با یکی از هفت خبر جعلی پرتکرار مواجه شدهاند و ۸۲ درصد نیز آن را باور کردهاند.
وی دو پدیده روانشناختی «اثر حقیقت توهمی» و «اثر چسبندگی» را از عوامل افزایش اثرگذاری اخبار جعلی دانست.
به گفته ابراهیمکنی، تکرار یک ادعا، حتی اگر نادرست باشد، میتواند آن را برای مخاطب آشناتر و باورپذیرتر کند. همچنین پس از ورود یک خبر جعلی به ذهن، اصلاح آن به آسانی امکانپذیر نیست و اثر اولیه خبر باقی میماند.
وی با اشاره به مطالعه انجامشده درباره ۴۰ خبر جعلی پرتکرار در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ گفت: بخشی از اخبار جعلی نه از سوی جریانهای خارجی، بلکه به دلیل ضعف اطلاعرسانی و ناآگاهی از اصول روانشناختی مقابله، توسط دستگاهها و رسانههای داخلی بازنشر میشوند.
ابراهیمکنی تأکید کرد: پیشگیری باید بر مقابله مقدم باشد. به جای اینکه پس از فراگیر شدن یک خبر جعلی برای اصلاح آن اقدام کنیم، باید از ابتدا مانع شکلگیری و انتشار آن شویم.
تأکید کارشناسان بر تولید مستمر حقیقت
سخنرانان این نشست بر ضرورت تعیین سخنگو و مرجع رسمی برای هر موضوع، پاسخگویی دقیق و بهموقع، پذیرش خطا، توجه به احساسات مخاطب، استمرار در روایتسازی، تقویت سواد رسانهای و طراحی پیوست رسانهای برای تصمیمهای مهم تأکید کردند.
به باور کارشناسان، مقابله با جنگ روایتها تنها با تکذیب اخبار جعلی امکانپذیر نیست. رسانههای داخلی باید از رویکرد انفعالی فاصله بگیرند و حقیقت را به شکل مستمر، شفاف، حرفهای و قابل فهم در اختیار جامعه قرار دهند؛ زیرا در فضای رسانهای امروز، هر خلأ اطلاعاتی میتواند به سرعت با روایتهای رقیب پر شود.
انتهای پیام