«حمله نظامی _تروریستی جنایتکارانه امریکا و رژیم غاصب صهیونیستی علیه ایران، اقتصاد جهانی را با موج تازهای از نااطمینانی روبهرو کرده است؛ رخدادی که بهسرعت بازار انرژی، مسیرهای تجارت منطقهای و ثبات مالی بینالمللی را تحت تأثیر قرار داده و نگرانیها درباره افزایش قیمت نفت، تشدید تورم و کند شدن رشد اقتصادی در اقتصادهای بزرگ جهان را افزایش داده است.»
م ب/با وقوع حمله نظامی _تروریستی علیه جمهوری اسلامی ایران، اقتصاد جهانی با یکی از مهمترین شوکهای ژئواقتصادی سالهای اخیر روبهرو شده است. جایگاه ایران در معادلات انرژی و حملونقل منطقه، نقش مؤثر آن در بازار نفت، و موقعیت راهبردی تنگه هرمز سبب میشود که هرگونه درگیری نظامی نهتنها یک بحران سیاسی، بلکه چالشی فراگیر برای اقتصاد بینالملل به شمار آید.
۱. فشار مستقیم بر بازار انرژی
ایران در میان کشورهای صاحب ذخایر عظیم نفت و گاز قرار دارد. درگیری نظامی پیرامون تأسیسات انرژی یا مسیرهای صادراتی این کشور، بلافاصله توازن عرضه و تقاضای جهانی را بر هم میزند. افزایش بهای نفت خام در بازارهای نیویورک و لندن، رشد قیمت گاز طبیعی در اروپا و آسیا، و افزایش هزینه انتقال انرژی از پیامدهای محتمل این وضعیت است. اختلال در تنگه هرمز، که حدود یکسوم نفت جهان از آن عبور میکند، میتواند منجر به جهش بیسابقه قیمتها شود.
۲. تشدید تورم و کاهش رشد در اقتصادهای واردکننده
افزایش بهای انرژی خود را در قالب موج جدیدی از تورم جهانی نشان خواهد داد. هزینه تولید، حملونقل و مواد اولیه در بسیاری از کشورها بالا میرود و مصرفکنندگان با افزایش قیمت کالاهای اساسی مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، بانکهای مرکزی ناچار به اعمال سیاستهای انقباضی تازه هستند ـ موضوعی که به کاهش سرعت رشد اقتصادی در اروپا، چین و اقتصادهای نوظهور منجر میشود.
۳. نااطمینانی در بازارهای مالی جهانی
حمله نظامی علیه ایران، فضای احتیاط و فرار از ریسک را در بازارهای بینالمللی تشدید کرده است. سرمایهگذاران در پی داراییهای امنتر نظیر طلا و دلار خواهند بود و شاخصهای اصلی بورس در والاستریت و سایر مراکز مالی با نوسان منفی روبهرو میشوند. افزایش ریسک ژئوپلیتیکی همچنین هزینه سرمایهگذاری در خاورمیانه را بالا میبرد و ممکن است روند جذب سرمایه خارجی را در کل منطقه کند کند.
۴. اختلال در تجارت و لجستیک منطقهای
موقعیت جغرافیایی ایران در مسیر کریدورهای مهم انرژی و بازرگانی بین آسیا و اروپا سبب شده است هرگونه درگیری نظامی بر هزینه حملونقل کالا، نرخ بیمه دریایی و زمان تحویل محمولهها تأثیر مستقیم بگذارد. بخش عمدهای از تجارت کشورهای آسیای مرکزی، ترکیه، هند و خلیجفارس ممکن است دچار وقفه شود و قیمت نهادههای صنعتی در بازار بینالملل افزایش یابد.
۵. بازآرایی موازنه اقتصادی میان قدرتها
تداوم بحران ممکن است موجب تغییر رویکرد قدرتهای بزرگ اقتصادی نسبت به دلار، انرژی و امنیت عرضه شود. برخی کشورها احتمالاً به استفاده از ارزهای غیردلاری در مبادلات انرژی روی خواهند آورد و همکاریهای اقتصادی شرق و جنوب آسیا، جهت حفظ ثبات عرضه، تقویت میشود.
در مجموع، تنش نظامی علیه ایران صرفاً یک رخداد منطقهای نیست؛ بلکه بحرانی چندوجهی است که میتواند بر قیمت انرژی، تورم جهانی و نرخ رشد اقتصاد بینالملل اثرات ماندگار بگذارد.
تنش نظامی در خاورمیانه و پیامدهای اقتصادی جهانی
تشدید درگیریهای اخیر میان ایران و آمریکا، خاورمیانه را در وضعیتی پرتنش قرار داده است. این وضعیت که در ادامهٔ رقابتهای امنیتی دیرینه شکل گرفته، نه تنها منافع اقتصادی و انسانی هیچیک از طرفین را تأمین نمیکند، بلکه بر ضرورت پایان یافتن آن از دیدگاههای مختلف، از جمله اقتصادی و ژئوپلیتیک، تأکید دارد.
پیامدهای اقتصادی جهانی این تنشها مشهود است:
نوسان شدید در بازارهای انرژی.
افزایش ریسک و هزینههای تجارت جهانی.
ایجاد اختلال در زنجیرههای تأمین.
واکنش هیجانی بازارهای مالی.
تحلیلگران همچنین به چشمانداز ایران در صورت عبور موفقیتآمیز از این بحران توجه دارند. گزارشهای متعدد حاکی از آن است که مدیریت تنش و ایجاد ثبات میتواند به تقویت جایگاه منطقهای ایران منجر شود. این امر به عنوان یک «امکان تحلیلی» مطرح است و به عوامل گوناگون داخلی و خارجی بستگی دارد.
در نهایت، پیچیدگیهای امنیتی و اقتصادی موجود، ضرورت کاهش تنش و بازگشت به ثبات پایدار را بیش از پیش برجسته میکند؛ امری که در راستای منافع جمعی و نظم منطقهای و بینالمللی ارزیابی میشود.