75 سال قبل «وینستون چرچیل» نخست وزیر وقت بریتانیا از دموکراسی غربی به عنوان «بد، اما بهتر از گزینههای موجود» در میان تمام اشکال دولتها توصیف کرد. در عصر حاضر، رقابت برای ارائه بدترین عملکرد در رسانههای جریان اصلی آمریکا و انگلیس در حال آشکار شدن است.

به گزارش اقتصادرسا ؛روزنامه «نیویورک تایمز» چند هفته قبل یادداشتی تحت عنوان «نابودی بریتانیا» منتشر کرد. پس از آن روزنامه «فایننشال تایمز» چاپ لندن، پاسخی دندان شکن داد و با جمله ویژهای نوشت: «انتخابات ریاست جمهوری بعدی میتواند آخرین انتخابات دموکراتیک در ایالات متحده باشد.»
به نظر میرسد دو کشور مذکور با حمله به یکدیگر به عنوان راهی برای فراموشی غمهای خود، نفس راحتی میکشند: با وجود تمام نهادها و رویههایی که هر دو کشور آمریکا و انگلیس به آنها می بالند، دموکراسی شکست خورده است. در عوض، ایالات متحده و بریتانیا در حال تجربه یک رقابت لجام گسیختهاند که برندگانش، ضعیفان و ناکامها هستند. در آمریکا مردم مجبورند میان دو گزینه بد یکی را انتخاب کنند. «دونالد ترامپ» رئیس جمهور پیشین آمریکا زمانی به عنوان یک «عامل اختلال» برای روند دموکراتیک تلقی میشود و انتظار میرفت با خروج وی از کاخ سفید، تمام آسیبها به سیستم سیاسی (مانند فرسایش نهادهای فدرال، بی اعتمادی به نظام انتخاباتی، افراطگرایی و خشونت سیاسی) پایان یابد.
با این وجود، دموکراسی حتی پس از کنار رفتن ترامپ در وضعیت وخیم خود باقی ماند. از کمیته شورشهای ششم ژانویه گرفته تا تغییر قانون سقط جنین و یورش به ویلای ترامپ در فلوریدا، همه نهادهای فدرال از جمله کنگره، دیوان عالی و اف بی آی دچار رقابت حزبی شدند.
کمپینهای انتخابات میاندورهای کنگره به یک بازی «چه کسی بدتر است؟» تبدیل شد و مناظرههای سیاسی جدی اندکی انجام شد در حالی که مباحثی مهم درباره وضعیت نابسامان اقتصاد، مهاجرت یا جرائم و خشونت با اسلحه وجود داشت.
طی هفت ماه نخست امسال، نسبت آمریکاییهایی که فکر میکنند احتمال وقوع جنگ داخلی طی یک دهه آینده وجود دارد از 34 درصد به بیش از 40 درصد افزایش یافته است.
در انگلیس، پایان کار فاجعه آمیز نخست وزیری 45 روزه «لیز تراس» و تغییر رهبری حزب محافظه کار نتایج بهتری را برای این کشور به دنبال نداشت چرا که بریتانیا همچنان در رنج خارج شدن اقتصادش از ریل و افت استاندادهای زندگی دست و پا میزند.
از زمان اجرایی شدن «برگزیت»، محافظه کاران تدریجا به در صدر نشاندن رهبرانی که عادت به اقدامات غیرعقلانی و نسنجیده دارند، دچار شدند و در این راه با شعارهای و وعدههای مبهم سعی در جلب افکار عمومی دارند و فکر میکنند با این روش میتوانند بریتانیا را به آن روزهای خوبِ افسانهای بازگردانند.
به همین دلیل است که سیاستمداران چه در آمریکا و چه در انگلیس ناکام از پاسخگویی به نگرانیهای مردم هستند.
آمارها نشان میدهد انگلیس در آستانه تجربه بدترین استانداردهای زندگی از سال 1948 است. با نزدیک شدن فصل سرما بسیاری مجبورند بین دو گزینه خوراک یا گرمایش یکی را انتخاب کنند.
آمریکاییها طبق نظرسنجیهای انجام شده انتظار پیشرفت چشمگیری در نگرانیهای اصلی خود طی دو سال آینده ندارند و این در شرایطی است که دموکراتها باید با مجلس نمایندگانی دست و پنجه نرم کنند که اکثریتش را جمهوریخواهان تشکیل میدهند.
سیاستمداران معمولا تلاش ویژهای انجام میدهند تا مردم را متقاعد کنند راهحل آنها بهترین گزینه است. در حال حاضر ترجیح میدهند بگویند «دستکم احزاب سیاسی دیگر بهتر از ما نیستند» و «دستکم کشورهای دیگر وضعیت بدی دارند».
مردم پای صندوقهای رای میروند تا از میان نامزدهای بی خاصیت در انتخاباتهای مختلف یکی را انتخاب کنند اما تا کی میخواهند به این رویه ادامه دهند و ناگهان فریاد بزنند «صبر کنید، این اصولا معنای واقعی دموکراسی است؟».
دنیای غرب واژه بسیار رُمانتیک و فریبندهای برای لاپوشانی جنایات خونبار خود سر هم کرد که نام آن را «عصر اکتشاف» گذاشت. جوهره این روایت جنایتبار، اروپامحور است و مدتهای مدید است که به عنوان یک داستان مثبت و الهام بخش از شجاعت بشر به خورد مردم جهان دادهاند.

به گزارش اقتصادرسا ؛«شین پینگ» مفسر امور بینالملل که در خبرگزاری «شین هوا»، نشریه «گلوبال تایمز» و «چاینا دیلی» قلم میزند این بار یادداشتی با عنوان «غرب تا کی میتواند به فریب جهان ادامه دهد؟»، در «سی جی تی ان» منتشر کرده که به شرح زیر است:
«کریستف کلمب» و گروهش 12 اکتبر سال 1492 میلادی یک قاره کاملا جدید را که تا پیش از آن اروپاییها پایشان را آنجا نگذاشته بودند، کشف کردند.
این سفر دریایی کریستف کلمب که سراسر موهبت برای غرب بود در عین حال سرآغاز کابوسی وحشتناک برای بومیان آمریکا نیز به شمار میرود. طی 500 سال پس از آن، تازه واردها از زور و خشونت برای توسعه استعمار و فتوحات خود استفاده کردند و ثروت و قدرت فراوانی به دست آوردند که استعمارگران را قادر ساخت به طور مدوم دیگر بخشهای جهان را نیز به استثمار بکشند. این در حالی بود که قبایل بومی که سابقه سکونت 40 هزار ساله در آمریکا داشتند هدف غارتگری، اخراج و کشتار اروپاییها قرار گرفتند و از سرزمین و خانه و امید به آینده خود محروم شدند.
اما دنیای غرب واژه بسیار رُمانتیک و فریبندهای برای لاپوشانی جنایات خونبار خود سر هم کرد که نام آن را «عصر اکتشاف» گذاشت. جوهره این روایت جنایتبار، اروپامحور است و مدتهای مدید است که به عنوان یک داستان مثبت و الهام بخش از شجاعت بشر به خورد مردم جهان دادهاند.
بخش مزورانه این روایت این است که قبایل بومی آمریکا که در تاریخ بشریت خالق باشکوهترین فرهنگها مثل «اینکا» و «ازتک» بودهاند، به عنوان بربرهای اولیه و عقب مانده توصیف شده، در حالی که متجاوزان و استعمارگران به دروغ به عنوان اکتشافگران و پیشگامان شجاع معرفی شدهاند تا به این ترتیب دلیل منطقی برای تجاوز اروپاییهای به اصطلاح متمدن یا پیشرفته به این «ناکجاآباد» بتراشند.
در روزگار فعلی که دههها از پایان عصر استعمار گذشته، کشورهای غربی با داشتن 12 درصد جمعیت جهان هنوز در حال تلاش برای دیکته کردن عقاید خود به مردم جهان هستند.
غرب با تسلط داشتن بر رسانههای جریان اصلی و قوانین بینالمللی، قدرتی که دستور کارها را تعیین میکند در دست گرفته تا افکار عمومی جهان را شکل دهد و با این گزینه یا به با شکوه جلوه دادن خود میپردازد و یا به فریب دیگر کشورهای جهان اقدام میکند. در این مسیر هر گونه مانع بالقوه که سعی در شکستن انحصار غربیها را داشته باشد از سوی غرب با برچسب اطلاعات دروغ، طرد میشود.
در خوانش غربی تاریخ، بمباران جمهوری فدرال یوگسلاوی و تجاوز به افغانستان، عراق و بسیاری از کشورهای دیگر به عنوان «سرنگونی رژیمهای استبدادی» و «تغییر دموکراتیک» توجیه شده است.
کشورهایی مثل کره شمالی، ایران، ونزوئلا، روسیه و چین که «نافرمان» تلقی میشود از سوی غربیها با توصیفی غرض ورزانه به عنوان رژیمهای استبدادی به افکار عمومی جهان القاء شدهاند.
حتی در درگیری اوکراین زمانی که روسیه مذاکرات صلح را پیشنهاد داد، این غرب بود که مانع از شنیده شدن صدای روسیه و جهان غیرغرب شد و به اوکراین کمک کرد تا شجاعانه «تا آخرین اوکراینی»، مبارزه کند. فارغ از حل ریشهای مساله اوکراین، این رویکرد «دون کیشوتی» فقط اوضاع را وخیمتر میکند.
آنها مداما و بی پایه و اساس درباره دموکراسی به سبک غربی و حقوق بشر به عنوان تنها راه توسعه و پیشرفت حرف میزنند و به این ترتیب با هر مدلی غیر از دموکراسی به سبک خودشان به مقابله میپردازند و به آن حمله میکنند.
در حال حاضر، فقط 14 درصد از 230 کشور و منطقه جهان به طور کامل صنعتی شدهاند و بیشتر آنها در غرب قرار دارند.
غرب پشت تمام این نقابهای زیبا، مسیر مدرنیزاسیون از طریق توسعه و استعمارگرایی بیرحمانه را محقق کرده، که قطعنا مسیر درستی نیست که بقیه جهان آن را سرلوحه قرار دهد.
جهان امروز دیگر آن دنیای 500 سال قبل نیست و دیگر نمیتوان به آن روزهای استعماری گذشته، بازگشت. ظهور جمعی بازارهای نوظهور، برداشت جریان اصلی از غرب را بر هم زده و ثابت کرده که غرب به معنای پایان تاریخ نیست.
وقتی کشورهای غربی با طرد یا حتی انتقاد از سوی بسیاری از کشورهای در حال توسعه قرار میگیرند، نباید تعجب کنند.
فصل جاری تاریخ بشریت نباید توسط غرب تعریف شود و دیگر این اتفاق نخواهد افتاد. دروغهایی که غرب بافته نهایتا بر ملا خواهد شد به عنوان مدرک ریاکاری غرب به طور کامل رد میشود.
آقای «ژی» از ساکنان شهر «گوانگجو» در جنوب چین در مصاحبه با «یانگچنگ ایوینیگ نیوز» با اشاره به اینکه تعداد بسیار زیادی از رستوران ها در این شهر فعالیت خود را طبق روال عادی از سر گرفته اند، گفت که مردم بیشتری در خیابان ها رفت و آمد می کنند. این در حالیست که بسیاری از رستوران های شهر گوانگجو چین به دلیل شیوع کووید-19 بسته شده بودند.

به گزارش اقتصادرسا ؛آقای «ژی» از ساکنان شهر «گوانگجو» در جنوب چین در مصاحبه با «یانگچنگ ایوینیگ نیوز» با اشاره به اینکه تعداد بسیار زیادی از رستوران ها در این شهر فعالیت خود را طبق روال عادی از سر گرفته اند، گفت که مردم بیشتری در خیابان ها رفت و آمد می کنند. این در حالیست که بسیاری از رستوران های شهر گوانگجو چین به دلیل شیوع کووید-19 بسته شده بودند.
این ساکن گوانگجو در حالی در خیابان تردد کردد که مقامات محلی از اجرای مجموعه اقداماتی از جمله بازگشایی مراکز خرید و رستوران ها و خدمات حمل و نقل عمومی به منظور تنظیم مجدد واکنش هایشان در قبال شیوع کرونا خبر دادند و با این اعلامیه، احساس جریان پیدا کردن مجدد یک زندگی معمولی و عادی را به ساکنان محلی گوانگژو منتقل نمودند.
مسئولان گوانگجو محدودیت های موقتی ناشی از شیوع کرونا را در چندین منطقه برداشته و طبقه بندی مناطق پرخطر را بر اساس ساختمان ها و واحدها آغاز کرده اند تا در صورت گزارش مورد ابتلا به کرونا و یا در صورت خطر بالای انتقال ویروس عامل کووید-19، بر اساس این طبقه بندی های مشخص وارد عمل شوند.
گوانگجو تنها شهر چین نیست که سیاست های کنترل ویروس کرونا در آنها در حال ارتقاست؛ مسئولان «شنیانگ»،»تاییوان»، «پکن» و دیگر شهرها نیز سیاست های جدیدی را در زمینه انجام آزمایش های نوکلئیک اسید، مشابه آنچه در « گوانگجو»است، ارائه کرده اند؛ بر اساس این سیاست ها، آزمایش نوکلئیک اسید باید برای افراد و پست های کاری که در معرض خطر ابتلا به ویروس کرونا هستند، انجام شود و نه در سطح منطقه.
از طرف دیگر، در شهر «چونگکینگ» چین که طبق گفته مقامات محلی، تعداد رو به رشد موارد ابتلا به عفونت ویروسی کورنا مهار شده است نیز افراد در صورت رعایت شرایط خاص می توانند در صورت ابتلا به کرونا، دوران قرنطینه اشان را در خانه سپری کنند.
اجرای این سیاست های انعطاف پذیر با شدت فشار این موج جدید کرونا در سرزمین اصلی چین مرتبط است؛ «سون چونلان» معاون نخست وزیر چین در جریان نشست اخیر خود با کارشناسان ارشد پزشکی و بهداشت همگانی گفت که اقدامات کنترل و مهار کووید-19 این کشور بدنبال روند تضعیفی قدرت بیماری زایی اومیکرون و از طرف دیگر در پی افزایش واکسیناسیون و رشد تجارب کشور چین در زمینه مقابله با بیماری کرونا، با شرایط و وظایف جدیدی روبرو شده است.
سون در عین حال گفت که چین اقدامات کوچکی را در مسیر ارتقاء هر چه بیشتر سیاست های کنترل ویروسی خود و حرکت رو به جلو عملی می کند و در عین حال، به بهبود اقدامات تشخیصی، آزمایشی، درمانی و قرنطینه ای اش نیز ادامه می دهد؛ معاون نخست وزیر چین همچنین بر اهمیت تقویت ایمنی جمعی به ویژه میان افراد سالمند و تسریع آماده سازی داروها و منابع پزشکی و همچنین تضمین ایجاد تعادل بین اقدامات مربوط به کنترل بیماری با پیشرفت های اجتماعی و اقتصادی، تاکید کرد.
خانم سون همچنین اعلام کرد که چین همواره ایمنی و سلامت مردم خود را در طول نبرد سه ساله اش در برابر ویروس کرونا، در اولویت قرار داده است؛ در طول این بازه زمانی، مسئولان کشور چین 9 نسخه از پروتکل های مربوط به کنترل و مهار بیماری کرونا را منتشر و در عین حال مجموعه ای از 20 اقدام اصلاح شده را مطابق با آخرین شرایط همه گیری کرونا، منتشر کرده اند.
از دید رسانههای غربی، هر کاری که چین برای مبارزه با پاندمی کرونا انجام می دهد، ایراد دارد. کسانی که زمانی «تدابیر سرسختانه» چین برای کنترل کرونا را محکوم میکردند، اکنون گزارشهای هشدارآمیز مبنی بر «پیامدهای جدی کاهش محدودیتهای کرونایی چین» را منتشر میکنند.

به گزارش اقتصادرسا ؛از دید رسانههای غربی، هر کاری که چین برای مبارزه با پاندمی کرونا انجام می دهد، ایراد دارد. کسانی که زمانی «تدابیر سرسختانه» چین برای کنترل کرونا را محکوم میکردند، اکنون گزارشهای هشدارآمیز مبنی بر «پیامدهای جدی کاهش محدودیتهای کرونایی چین» را منتشر میکنند.
در این راستا، گزارشهایی با موضوع «پیامدهای فاجعه بار لغو سیاست کووید صفر چین» در شبکههای اجتماعی غرب بسیار به چشم میخورد. به عنوان مثال، بلومبرگ گزارش داد: «کاهش محدودیتها در چین میتواند منجر به بستری شدن 5.8 میلیون نفر در بخش مراقبتهای ویژه در بیمارستانهای چین شود.»
این تضاد تمام عیار واقعا گیج کننده است و این سوال را در ذهن مخاطبان مطرح میکند که سیاست کنترل پاندمی چین چگونه میتواند از انتقاد رسانههای غربی در امان بماند؟
اما نکته دیگری که به ذهن متبادر میشود این است که آیا این نوع رسانهها فقط علاقهمند انتقاد از چین هستند و موضوع آن فرقی نمیکند؟
چین اخیراً 20 تدبیر جدید را برای بهینهسازی کار پیشگیری و کنترل کرونا اعلام کرده است، اما این به معنای سادهانگاری و حتی سازش در مقابل کرونا نیست. هدف از این اصلاح، هدفمندتر و علمیتر کردن تدابیر کنترل کرونا، محافظت بهتر از ایمنی و سلامت مردم و کاهش تأثیرات کرونا بر توسعه اقتصادی و اجتماعی است.
بر اساس داده های سازمان غیرانتفاعی «آرشیو خشونت مسلحانه» تا ۲۲ نوامبر سال ۲۰۲۲ دست کم ۶۰۷ تیراندازی دسته جمعی در آمریکا صورت گرفته است.

به گزارش اقتصادرسا ؛سی ان ان اخیراً در مقاله ای به این موضوع اشاره کرده که اختلاف نظرها در مورد مسئله کنترل اسلحه در آمریکا باعث افزایش پی در پی فجایع تیراندازی شده و این کشور را وارد یک چرخه بدخیم کرده است: پس از وقوع هر یک از این حوادث تیراندازی، هر دو گروه طرفداران و مخالفان کنترل اسلحه بر دیدگاه های خود محکم تر پافشاری کردند و بیشتر شدن شکاف میان این دو گروه منجر به تیراندازی های دیگری شده است.
در این مقاله آمده است که با وجود آن که جو بایدن رئیس جمهور آمریکا در 23 نوامبر بار دیگر از کنگره خواست اقدام کند، اما این واقعیت که در ژانویه سال آینده قدرت در کنگره آمریکا میان دو حزب جمهوریخواه و دموکرات « تقسیم » خواهد شد باعث می شود که هر گونه اقدامی غیرممکن به نظر برسد.
به نوشته این مقاله تحقیقات یک سازمان غیر دولتی در مورد پیشگیری از خشونت با اسلحه در شهرهای مختلف آمریکا که نتایج آن در ماه ژانویه منتشر شد، نشان می دهد ارتباط مستقیم بین ایالات با قوانین اسلحه ضعیف تر و ایالات با درصد بالای مرگ و میر ناشی از خشونت مسلحانه وجود دارد.
این مقاله با استناد به یکی دیگر از مقاله های قبلی سی ان ان خاطرنشان کرد که کشورهایی مانند استرالیا، نیوزیلند، آفریقای جنوبی و سایر کشورهایی که قوانینی را برای کاهش موارد قتل و کشتار با اسلحه منتشر کرده اند، توانسته اند به تغییرات قابل توجهی دست یابند. اما "فرهنگ اسلحه در آمریکا با دیگر نقاط جهان بیگانه است و در حال حاضر به نظر می رسد که این چرخه مرگبار خشونت همچنان ادامه پیدا خواهد کرد."
بر اساس داده های سازمان غیرانتفاعی «آرشیو خشونت مسلحانه» تا ۲۲ نوامبر سال ۲۰۲۲ دست کم ۶۰۷ تیراندازی دسته جمعی در آمریکا صورت گرفته است.
داده ها نشان می دهد که این روند همچنان در حال بدتر شدن است. بر اساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها آمریکا، تعداد موارد قتل با اسلحه در ایالات متحده در سال ۲۰۲۱ میلادی ۸٫۳ در صد بیشتر از سال ۲۰۲۰ بوده است. از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۱ میزان خودکشی با توفنگ در میان افراد ۱۰ ساله و بالاتر در آمریکا نیز ۸٫۳ درصد افزایش یافته است. علاوه بر این، موارد کشته شدن به دلیل اصابت گلوله از ۷۹ درصد در سال ۲۰۲۰ به ۸۱ درصد در سال ۲۰۲۱ افزایش یافته که بالاترین میزان در طول بیش از ۵۰ سال گذشته در ایالات متحده بود.
مقامات آمريکایی برای حل این مشکل چه کرده اند؟ هفته آینده دستور کار کنگره جدید آمریکا مشخص خواهد شد و پیش بینی می شود که این "اردک لنگ" کنگره بیشتر بر تصویب لوایح تخصیصی دولت و اولویت های دیگر متمرکز شود. اما هرگونه اقدام برای قانونگذاری در مورد کنترل اسلحه رای کافی را برای تصويب نخواهد داشت. واقعیت «دو دستگی» کنگره آمریکا در سال آینده باعث می شود که امکان تصویب هیچ لایحه ای در آمریکا در دو سال آینده خیلی کم است.
شی جین پینگ رئیس جمهوری خلق چین صبح روز اول دسامبر با شارل میشل رئیس شورای اروپا در تالار بزرگ خلق دیدار و گفت و گو کرد. سفر میشل به چین بلافاصله پس از بیستمین کنگره ملی حزب کمونیست چین به نمایندگی از همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، نشان دهنده حسن نیت اتحادیه اروپا برای توسعه روابط با چین است.
به گزارش اقتصادرسا ؛شی جین پینگ رئیس جمهوری خلق چین صبح روز اول دسامبر با شارل میشل رئیس شورای اروپا در تالار بزرگ خلق دیدار و گفت و گو کرد. سفر میشل به چین بلافاصله پس از بیستمین کنگره ملی حزب کمونیست چین به نمایندگی از همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، نشان دهنده حسن نیت اتحادیه اروپا برای توسعه روابط با چین است.
با وجود تفاوت های تاریخی، فرهنگی و سطح توسعه و ایدئولوژی، طبیعی است که چین و اروپا در برخی مسائل نظرات متفاوتی داشته باشند، اما بین دو طرف هیچ اختلاف راهبردی و درگیری وجود ندارد. چگونه با اختلافات برخورد کنند؟ کلید آن این است که باید به نگرانی ها و منافع محوری یکدیگر احترام بگذارند و به روش سازنده رایزنی و مشورت را حفظ کنند.
چین هرگز به دنبال استکبار و توسعه طلبی نخواهد بود. این تعهد سیاسی جدی حزب کمونیست چین و منعکس کننده اراده بیش از 1.4 میلیارد چینی است. مدرنیزاسیون به سبک چینی و یکپارچگی اروپا، انتخاب چین و اروپا با نگاه به آینده است. هر دو طرف باید یکدیگر را درک و از هم حمایت کنند.
همکاری اقتصادی و تجاری همواره سنگ بنای روابط چین و اتحادیه اروپا بوده است. در 10 ماهه نخست سال جاری میلادی، حجم تجارت چین و اروپا به 711.4 میلیارد دلار رسید که 6.3 درصد افزایش داشت. چین همچنان بزرگ ترین شریک تجاری اتحادیه اروپا است و اتحادیه اروپا نیز همچنان دومین شریک تجاری بزرگ چین است. چین و اروپا یک همزیستی اقتصادی قوی ایجاد کرده اند.
چین و اتحادیه اروپا به عنوان دو اقتصاد بزرگ جهان، مسئولیت حمایت از چندجانبه گرایی واقعی و حفظ مشترک صلح و توسعه جهانی را بر عهده دارند. در واقع، دو طرف در مورد چالش های جهانی مانند تغییرات آب و هوا، امنیت انرژی و بهداشت عمومی به اجماع بسیار رسیده اند. پکن از ایجاد پیوند بین استراتژی های توسعه اتحادیه اروپا و چین استقبال می کند.
در واکنش به بحران اوکراین، چین از اتحادیه اروپا در افزایش میانجی گری خود حمایت می کند تا یک الگوی امنیتی متعادل، موثر و پایدار اروپا برقرار شود. چین همواره در کنار صلح ایستاده است و به نقش سازنده خود ادامه خواهد داد.
هرچه اوضاع بینالمللی آشفتهتر شود و چالشهای جهان بزرگ تر باشد، اهمیت روابط چین و اروپا برای جهان برجستهتر میشود. اتحادیه اروپا بایستی به استقلال استراتژیک خود پایبند باشد و به اتفاق چین به توسعه پایدار و بلندمدت مشارکت راهبردی جامع چین و اتحادیه اروپا کمک کند، دو طرف باید فرصتهای بیشتر برای یکدیگر ایجاد و ثبات و اطمینان بیشتر به جهان آشفته تزریق کنند.
تر «علی نظیف پور» کارشناس مسائل آمریکا در خصوص مشكلات پیش روی بایدن بعد از انتخابات كنگره تاکید کرد ساختار حقوق آمریکا به نوعی است که دولت فدرال نمیتواند دخالت زیادی داشته باشد.

به گزارش اقتصادرسا؛تر «علی نظیف پور» کارشناس مسائل آمریکا در خصوص مشكلات پیش روی بایدن بعد از انتخابات كنگره تاکید کرد ساختار حقوق آمریکا به نوعی است که دولت فدرال نمیتواند دخالت زیادی داشته باشد.
نظیف پور با اشاره به شكست دموكراتها در مجلس نمایندگان گفت: دولت بایدن از این پس اگر بخواهد قانونی را تصویب كند باید جمهوری خواهان میانه رو را با خود هماهنگ كند كه این مسئله بسیار دشوار است. مجلس نمایندگان دائم سعی میكند درباره مسائل مختلف از جمله پسر بایدن و نوع مدیریت كووید ۱۹ تحقیق كند كه این تحقیقات پی در پی برای بایدن مشكل ایجاد میكند.
وی با اشاره به مشكلات داخلی آمریكا، منشاء آن را به دههها پیش مرتبط دانست و اظهار كرد: از دههها پیش و با روی كار آمدن ریگان به عنوان رئیس جمهور، اتحادیههای كارگری تضعیف شدند و همه دولتهای بعد از ریگان هم به نوعی با این مسئله دست و پنجه نرم كردند. در حقیقت مسائل موجود یك مشكل ساختاری به واسطه قوانین محدود كننده اتحادیهها است. این مسئله سبب میشود انتخابات، حالت محلی پیدا كند و اجازه نمیدهد در سطح ملی یا ایالتی فعالیت كنند.
این كارشناس مسائل آمریكا با تصریح بر اینكه دولت بایدن حتی اگر اراده حل مشكلات آمریكا را داشته باشد، توانایی آن را ندارد بیان كرد: ساختار حقوقی آمریكا به نوعی است كه دولت فدرال نمیتواند دخالت زیادی داشته باشد و صرفا میتواند حمایت معنوی از كارگرها و طبقه ضعیف جامعه كند.
وی افزود: اگر دولت آمریكا بخواهد این مشكلات را رفع كند باید اكثریت خیلی بیشتری در سنا داشته باشند كه این شرایط فراهم نیست. اصلی ترین مسئله این است كه دولت بایدن اگر بخواهد یك قانون بزرگ در حد بیمه درمانی اوباما تصویب كند، با روی كار آمدن جمهوری خواهان در كنگره بیش از این ممكن نیست.
مطالب نوشته شده در این مقاله برگرفته از نظرات شخصی نویسنده است و موضع رسمی بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین را منعکس نمیکند.
ایالات متحده از حامیان سرسخت برگزیت بود و بریتانیا را تشویق کرد تا از اتحادیه اروپا جدا شود، و بدین ترتیب پادوی مطیعتری برای خود به دست آورد تا بتواند او را به سمت خط مقدم بازیهای ژئوپلیتیکیاش هل بدهد.

به گزارش اقتصادرسا ؛با وجود اینکه اعضای اتحادیه اروپا بیش از پیش به ماهیت دعوت دولت ایالات متحده از متحدانش برای کمک به این کشور در مهار چین و همچنین طرح آن برای طولانی کردن بحران اوکراین، به منظور تضعیف روسیه و باز کردن پای کشورهای اروپایی به این ماجرا پی برده اند، اما بریتانیا با کمال میل خود را وارد یک رابطه خطرناک می کند.
ایالات متحده از حامیان سرسخت برگزیت بود و بریتانیا را تشویق کرد تا از اتحادیه اروپا جدا شود، و بدین ترتیب پادوی مطیعتری برای خود به دست آورد تا بتواند او را به سمت خط مقدم بازیهای ژئوپلیتیکیاش هل بدهد. ایالات متحده تنها پس از برگزیت توانست آکوس یا پیمان امنیتی سه جانبه بین آمریکا، استرالیا و بریتانیا را تشکیل دهد و بریتانیا را در استراتژی «هند-اقیانوس آرام» خود درگیر کند.
اکنون که بریتانیا چوب اشتباه گذشتهاش را میخورد مجبور است تا ناامیدانه از خود نوعی ذوق زدگی نشان دهد و شکستهای گذشته اش را قابل تحمل تر کند.
بنابراین جای تعجب نیست که بازتاب لفاظیهای دولت ایالات متحده را از نخست وزیر تازه وارد بریتانیا بشنویم. از این رو دیدیم ریشی سوناک در روز دوشنبه اعلام کرد که «دوران طلایی» روابط چین و بریتانیا پایان یافته است و همینطور هشدار داد که چین یک «چالش سیستمی» برای «ارزشها و منافع» بریتانیا ایجاد می کند.
اگرچه نامیدن چین به عنوان «چالش» به جای «تهدید» باعث انتقاد شدید جنگطلبان ضد چین در حزبش شد، اما با رویکرد عملگرایانهتری که او در قبال چین بهعنوان وزیر خزانهداری اتخاذ کرد، بسیار فاصله داشت. ظاهراً سوناک با اعلام پایان «دوران طلایی»، به عنوان اصطلاحی که بریتانیا و چین برای توصیف چشماندازهای درخشان همکاریشان در سال ۲۰۱۵ به کار میبردند، موضع خود در قبال چین را از نو تعریف کرده است.
با انجام این کار، جنگطلبان ضد چین در حزب محافظهکار، سوناک را تحت فشار قرار میدهند تا نقش بریتانیا را با واشنگتن در میان بگذارد. اگرچه به نظر میرسد دولت بریتانیا همچنان از تعهد به تعدیل کردن سیاستهایی خود در ارتباط با چین تعلل میکند، سیاستهایی که بریتانیا در دوره سه ماه گذشته و در زمان سه نخستوزیر بریتانیا متعهد به تغییر دادن آنها شده است.
جای تعجب نیست که برخی از رهبران کشورهای بزرگ پس از دیدار با همتایان آمریکایی خود، دیدار با سوناک را غیرضروری دانستهاند، زیرا میدانند که بریتانیا از آمریکا پیروی خواهد کرد.
سوناک به عنوان جوانترین نخستوزیر کشورش، مسئول است تا اجازه ندهد واشنگتن بریتانیا را به بیراهه بکشاند.
او باید مراقب باشد تا اگر ایالات متحده دلش خواست روابطش را با برخی کشورها تغییر دهد و بعد به بریتانیا امر کند تا از آن تابعیت کند، بریتانیا دچار وضعیتی نشود که نه راه پس داشته باشد و نه راه پیش.
حجت الاسلام والمسلمین سید احمد مرتضوی مقدم، در رأس هیأتی برای شرکت در دهمین نشست سراسری قضات و یکصدمین سالگرد تأسیس دیوان عالی روسیه وارد مسکو شد.

به گزارش اقتصادرسا به نقل ازروابط عمومی دیوان عالی کشور، حجت الاسلام والمسلمین "سید احمد مرتضوی مقدم"، رئیس دیوان عالی کشور، در رأس هیأتی برای شرکت در دهمین نشست سراسری قضات و یکصدمین سالگرد تأسیس دیوان عالی روسیه و دیدار با مقامات قضایی روسیه، شامگاه دوشنبه با استقبال کاظم جلالی سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه و معاون رئیس دیوان عالی روسیه وارد مسکو شد.
در این سفر که به دعوت آقای لبدوف رئیس دیوان عالی روسیه صوت گرفت، روسای دیوان عالی و مقامات قضایی کشورهای تاجیکستان، هند، قزاقستان، قرقیزستان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان نیز حضور دارند.
حجت الاسلام والمسلمین مرتضوی مقدم تبادل و رایزنی پیرامون مسائل قضایی را از جمله اهداف این سفر عنوان کرد و گفت: آمادگی داریم در این دیدارها، نقطه نظرات، تجارب و دانش قضایی را با یکدیگر مبادله کنیم.
وی ادامه داد: در آخرین روز سفر دیداری با رئیس دیوان عالی روسیه خواهیم داشت و در این دیدار پیرامون مسائل مطرح شده تبادل نظر خواهیم کرد.
گفتنی است: امروز سه شنبه –هشتم آذرماه- مراسم افتتاحیه دهمین کنگره سراسری قضات روسیه با حضور میهمانان خارجی و روسای دیوان عالی کشورهای ایران، ارمنستان، آذربایجان، کوبا، هند، قرقیزستان، ازبکستان و... برگزار خواهد شد.
شایان ذکر است؛ گزارشی از نحوه فعالیت شورای قضات فدراسیون روسیه و هیأت عالی قضات در این کنگره مطرح خواهد شد.
کشورهای اروپایی در بحران انرژی فرو رفته اند زیرا تحریم های آنها علیه روسیه پس از آغاز درگیری روسیه و اوکراین نتیجه معکوس داشته است.

به گزارش اقتصادرسا ؛افزایش هزینه های تولید، افزایش سرسام آور قیمت ها و افزایش هزینه های زندگی خطرات و چالش های بزرگی را برای اقتصاد اروپا به همراه داشته است.
با این حال، از آنجایی که کشورهای اروپایی به دلیل بحران انرژی تحت فشار زیادی قرار دارند، ایالات متحده تصمیم گرفته تا با فروش انرژی به آنها با قیمت های گزاف از این موقعیت استفاده کند.
بر اساس گزارش خبرگزاری فرانسه، اطلاعات منتشر شده توسط اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده (EIA) نشان می دهد که این کشور در جولای سال جاری گاز طبیعی مایع (LNG) را به سایر کشورها با قیمت 12.76 دلار در هر هزار فوت مکعب صادر کرده است که 76.5 درصد نسبت به قیمت 7.23 دلار در مدت مشابه سال 2021 افزایش داشته است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، قیمت صادرات گاز الانجی در ژوئن سال جاری در آمریکا 119 درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافت و به قیمت14.37 دلار در هر هزار فوت مکعب رسید.
ایالات متحده بخاطر سود آشکاری که به قیمت رنج کشیدن دوستانش میبرد، مورد انتقادات گسترده ای از سوی جامعه بین المللی قرار گرفته است.
همانطور که امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه در مورد آمریکا اشاره کرد، فروش انرژی به دوستان آن هم با قیمتی چهار برابر بیشتر از کشور خود «دقیقاً به معنای دوستی نیست».
جامعه بین الملل، مدرنیزاسیون به سبک چینی را به عنوان یک عملکرد پیشگامانه بزرگ از سوی حزب کمونیست چین که سهمی بزرگ در پیشرفت تمدن بشری، غنی سازی و توسعه نظری و عملی مدرنیزاسیون جهانی و ارائه خرد و راه حل های چین برای تحقق هدف صلح و توسعه بشری دارد، مورد تقدیر قرار می دهد.
به گزارش اقتصادرسا ؛بدنبال گردهمایی موفقیت آمیز بیستمین کنگره ملی حزب کمونیست چین، دیپلماسی این کشور با ویژگی های چینی سفر جدید خود را آغاز کرد؛ «شی جین پینگ» رهبر چین از روزهای چهاردهم تا نوزدهم نوامبر سال جاری میلادی (2022)، به بالی، اندونزی دعوت شد تا در هفدهمین نشست سران کشورهای گروه بیست شرکت کند و از طرف دیگر برای شرکت در بیست و نهمین نشست غیر رسمی سران «اپک» (سران کشورهای عضو سازمان همکاری های اقتصادی آسیا-اقیانوسیه) نیز به بانکوک، تایلند دعوت شد.
این سفرهای آقای شی به طور سیستماتیک، عمیق و نافذ به تفسیر روح و ماهیت بیستمین کنگره ملی حزب کمونیست چین در مناسبت های دوجانبه و چند جانبه پرداخت و داستان مدرنیزاسیون به سبک چینی و همکاری برد-برد بین چین و جهان را روایت کرد و این سیگنال قوی را ارسال نمود که چین مثل همیشه به ترویج صلح و توسعه جهان، تعمیق گشایش و همکاری می پردازد.
جامعه بین الملل، مدرنیزاسیون به سبک چینی را به عنوان یک عملکرد پیشگامانه بزرگ از سوی حزب کمونیست چین که سهمی بزرگ در پیشرفت تمدن بشری، غنی سازی و توسعه نظری و عملی مدرنیزاسیون جهانی و ارائه خرد و راه حل های چین برای تحقق هدف صلح و توسعه بشری دارد، مورد تقدیر قرار می دهد.
«عزیز مکوار» سفیر مراکش در چین می گوید: «در این سرزمین وسیع و زیبای چین، من شاهد سرزندگی مردم بودم و شخصا رشد زیرساخت های چین را تجربه کرده ام و کاملا شاهد اجرای سیاست گشایش در شهرهای مختلف این کشور بوده ام. تصادفی نیست که چین به دستاوردهای توسعه امروز دست یافته است. این یک پروسه دشوار است که نیازمند آن است که رهبران دارای طرز تفکر روشنی باشند و طرح های دقیقی را تدوین نمایند و به اجرای کارآمد آنها بپردازند».
تاکنون، کل جمعیت کشورها و مناطق توسعه یافته که به تکمیل روند صنعتی شدن در جهان پرداخته اند، از 1 میلیارد نفر فراتر نرفته است؛ چین با جمعیتی بالغ بر یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر، به یک جامعه مدرن تبدیل خواهد شد و مقیاس آن از مجموع کشورهای توسعه یافته فعلی فراتر خواهد رفت و نهایتا نقشه جهان مدرن را به طور کامل بازنویسی خواهد نمود.
«تانگمنگ دیوید» محقق مؤسسه «آسیا ویژن» (Asia Vision) در کلمبیا، ضمن بیان اینکه چشم انتظار دیدن چشم اندازهای درخشان مدرنیزاسیون به سبک چینی است، گفت: «این (مدرنیزاسیون چینی) معجزه حقیقی تاریخ توسعه بشر خواهد بود».
«کن زایف» معاون سردبیر «صدای مردم» (People's Voice ) ازبکستان بعد از حضور در مراسم بیستمین کنگره ملی حزب کمونیست چین، تاکید کرد: «من شاهد بوده ام که چگونه سیستم مدیریتی کارآمد یک کشور عمل می کند و چگونه باید به صدای مردم گوش داد و برای تحقق آرزوهای مردم تلاش کرد. حزب کمونیست چین از مردم است و همواره بر برتری مردم تاکید دارد».
«ایواندرو کاروالیو»، استاد بنیاد «وارگاس» در برزیل، خاطر نشان کرد که مدرنیزاسیون به سبک چینی به رویکردی مردم محور در مسیر حل مشکلات متعدد پیش روی پروسه مدرنیزاسیون پایبند است.
«مارتین ژاک» محقق مشهور بریتانیایی نیز می گوید: «بیستمین کنگره ملی حزب کمونیست چین، یک خط فکری غنی تر را در اختیار ما قرار داده است».
در سفر به سوی مدرنیزاسیون به سبک چینی، این مردم هستند که محکم ترین حامی و قوی ترین نیروی اعتماد بخش به حساب می آیند.
رئیس انجمن ارتقاء تجاری قزاقستان-چین با اشاره به پایبندی به ایده توسعه مردم محور، تقویت رفاه مردمی و ارتقاء کیفیت زندگی مردم، حمایت از مواضع مردم، تحقق آرزوهای مردمی، احترام به خلاقیت های مردم و متمرکز شدن روی معرفت مردمی به عنوان ویژگی های مدیریتی دولت چین، تاکید کرد که «مردم»، پر تکرارترین واژه ذکر شده در گزارش مربوط به بیستمین کنگره ملی حزب کمونیست چین بوده است.
«نلسون» مجله «نیو ویژن» می گوید که مدرنیزاسیون به سبک چینی، به مردم جایگاه برتری می دهد و باعث می شود که همه خود را برای شرکت در پروسه توسعه و ساخت کشور، مسئول بدانند.
در مقاله منتشر شده در «یوروپین تایمز» (European Times) فرانسه در توصیف تعاملات جاری بین چین و دنیا اینطور نوشته شده است که: «هر دقیقه، کالاهایی به ارزش بالغ بر 73 میلیون یوان بین چین و دیگر کشورهای جهان حمل و نقل می شوند؛ به طور متوسط، بیش از 40 قطار بین چین و حدود 200 شهر در کشورهای اروپایی به صورت روزانه رفت و آمد می کنند؛ باید گفت که توسعه مدرنیزاسیون به سبک چینی و تبدیل چین از یک کارخانه کامل جهانی به یک بازار جهانی با فرصت های تجاری نامحدود، به نفع کل جهان است».
«محمد حسنین خدام» سفیر سوریه در چین نیز با تاکید بر اینکه ساخت مشترک ابتکار کمربند و جاده، وظیفه مهم جهان محسوب می شود و نقطه عطفی شایسته در تاریخ فعالیت های اقتصادی بشر است، گفت: «ابتکار کمربند و جاده شبیه آوردن آب به بیابان و تبدیل تپه های شنی متحرک به آبادی و گشایش هر چه بیشتر جهان است».
کلیه حقوق اقتصادرسا محفوظ می باشد