« پیام ترانهی وطن؛ درودی است به روان همه کسانی که برای ایستادگی و عزت و سربلندی ایران از جان گذشتند »

به گزارش اقتصادرسا؛ موسیقی در همه دوران اثری با نفوذ در روح و جان آدمی دارد؛ بهویژه آنزمان که از عشق به خاک و وطن باشد. ایران، سرزمین کهنِ هنرپرور، با موسیقی فاخر و بااصالت، در خود فرزندانی از این آب و خاک پرورده است که هر جای جهان باشند، با سوز دل اما شوقی سرشار از عشق، از وطن میخوانند.
رامین مرادی، جوان ایرانی متولد ۱۳۶۹، خواننده خوشصدایی است که مشغول تحصیل در دانمارک است و نمونهای واقعی از وطندوستان خارجنشین به شمار میرود که دل در گرو ذرهذره خاک وطن دارد.
پس از تولید آخرین اثر خود از سرودههای میرزاده عشقی درباره اتفاقات اخیر کشور عزیزمان ایران گفت:
احساس من درباره ایران، بغضی است که در جمع فرو میخوریم و اشکی است که در تنهایی میریزیم. با هر تجاوزی به خاک ایران، صدبار میمیریم و زنده میشویم. از ایران خواندن، حس عشق و اصالت دارد؛ همچون آغوش مادر.
مرادی با بغض درباره پرپر شدن شکوفههای شجره طیبه میناب چنین میگوید:
من و خانوادهام، به این دلیل که تمامیت ارضی ایران را خط قرمز خود میدانیم، بارها تهدید شدیم و ناسزا شنیدیم. با اینکه تنها خواننده ایرانی دانمارک هستم و بهتنهایی تولیدات موسیقیایی ایرانی خود را حتی بهصورت پخش زنده در صفحه هنری خود دارم، متأسفانه از سوی فارسیزبانان معلومالحالی که خود را ایرانی میخوانند، تحریم شدم.
وامدار و وابستهی هیچجا نیستم و نخواهم بود. پرپر شدن شکوفههای شجره طیبه میناب، راه من را مشخصتر و هدفمندتر کرد. دلم میخواهد یادشان زنده نگه داشته شود تا دیگر هیچ بچهای، نه با حمله خارجی و نه با بیکفایتی مدیر داخلی، اشک شوقش به گریه وحشت تبدیل نشود. بایستی به جایی برسیم که سیاست داخلی ایران همچون رشادت سربازانش، مایه سربلندی و افتخار باشد.
میناب را فراموش نخواهم کرد. درصدد هستم بهزودی درباره کودکان شهید میناب ترانهای بسازم.
رامین مرادی در ادامه با تأکید بر اینکه ایران زمین مدیون هنرمندان اصیل موسیقی ایرانی است، درباره فعالیت هنری و علاقهمندیهای موسیقیایی خود افزود: سهسالگی، میکروفون به دست گرفتم. از سال ۱۳۸۹ به مدت سه سال، در قالب گروه موسیقی منتظران
(The Awaited Group)
در دانشگاهها و اجتماعات فرهنگی گوناگون در دانمارک، به اجرای موسیقی پرداختم. تا قبل از ۲۴ سالگیام، متأثر از سبک نصرالله معین، محمد اصفهانی، راغب مصطفی غلوش قاری و موذن مصری، و تولیدات شادمهر عقیلی بودم.
همچنین سبک تلفیقی و صدای سازهای سنتی را دوست دارم. از صدای گیتار و پیانو خسته نمیشوم.
از ۲۰ اثری که از ۲۴ سالگی با بودجه شخصی و به زبانهای فارسی، دانمارکی، عربی و آذری تولید کردهام، حدوداً ۱۰ قطعه را درخور اجرای زنده میدانم. «دلبرِ منی» از جمله تولیدات هنری من بود که به دلیل اتفاقات اخیر ایران و رنجی که در من بود، توان اجرا نداشتم.
طی دورهای یکساله، افتخار شاگردی سرکار خانم فریبا داوودی کندرق را داشتم. ایشان محضر اساتیدی همچون محمدرضا شجریان، هنگامه اخوان، فخری ملکپور، فریدون مشیری، محسن کرامتی، جانسوز دادبه، احمد ابراهیمی، حسین علیزاده و محمدرضا لطفی را درک کردهاند.
در مقطع دبیرستان در دانمارک، موسیقی را در دو سطح گذراندم.
در سالهای اخیر، برنامه همخوانی خانه فرهنگی همدلان (که مجموعهای غیرسیاسی و غیرمذهبی است) را سرپرستی کردهام.
و بدین ترتیب کلیه فعالیتهای هنری و موسیقی اینجانب متأثر از ایران و فرهنگ ایرانی بوده است.
وی در خصوص ترانهها و سبک موسیقی خود، ضمن تأکید بر اصالت ایرانی منطبق با چارچوب قانون مدون ایران افزود:
بیشترین ترانههایی که در آهنگهایم بهره گرفتهام را بانوی بااستعداد تبریزی، پریناز جهانگیرعصر، سرودهاند. از جمله آهنگهایی که با سرودههای ایشان ساختهام، «سرو»، «خلسه»، «منم مردم» و «بگو میتونم» میباشد. لازم به ذکر است که نام ایشان برای اولین بار با قطعه «افسار» از محسن چاوشی شنیده شد.
در زمینه تنظیم، بخت یارم بود که با انوشیروان تقوی و عماد غفاری آشنا شدم و آمادهسازی بیشتر آهنگهایم را به این دو هنرمند توانمند سپردم.
در روزهای پس از مهاجرت، با برادران دوقلویی آشنا شدم که در حوزه موسیقی کمکهای تأثیرگذاری داشتند. و باید پرسید؛ چند خواننده را سراغ دارید که بدون تهیهکننده توانسته باشند این تعداد آهنگ حرفهای تولید کنند؟
من، بدون تعارف، هنوز هیچ ادعایی ندارم، اما آهنگسازی من از مشق و یادگیری نمیآید؛ هر آنچه بر من افزود، دوست گرانبها موجب شد.
مرادی با بیان این مطلب که والدین خوشصدا و علاقهمند به موسیقی دارد که مشوق او در این مسیر بودهاند، تصریح کرد:
???? همه جای این تن؛ وطن من است، اما باید اذعان کنم مازندرانیها و آذریها سرزمین صداهای خوش و شیرین است و من در نوشهر به دنیا آمدم و البته اصالتاً آذری هستم.
وی در خصوص این سؤال که آیا در خانواده شما موسیقی دارای سابقه است، گفت: والدین من صدای بسیار خوبی دارند و البته وقتی ۸ ساله بودم از هم جدا شدند و برادرم نیز پیانیست است.
همچنین خانواده مادری من سرشار از استعداد موسیقایی بوده و هست. شادروان محمدرضا عمادیانمهر که از نوابغ طراحی صنعتی ایران بود، بذر گیتار را در دلم کاشت و با این کار باعث شد دلتنگی، درد، خشم و مهربانیام را به گیتار بگویم. هیچوقت نوازنده نشدم، اما گیتار کمک کرد خواننده شوم.
در اصل، رامین امروز نتیجه تربیت و تلاش چندین زن بزرگ است. پرداختن به شخصیت این مادران بزرگوار فرصت دیگری میطلبد.
و یکی از برجستهترین و بزرگترین مشوقان و همراهم در راه تولید و پخش موسیقی، بانو نرگس محمدی (اهل خمین) هستند. خمین بایستی به خود ببالد که چنین شخصیت دغدغهمند فرهنگی و هنریای در آنجا زیسته و بذرافشانی میکند.
بزرگی میگفت فرهنگ چیزی است که حاضرم جانم را برایش بدهم. از آغاز تراوشات هنریام به این نکته بسیار اندیشیدهام و میدانم زبان، کلید ورود به فرهنگ است. بعد از یادگیری دستوری زبان دوم است که تازه میفهمیم زبان مادری چیست. بعد از مهاجرت، این موهبت شامل حالم شد که توانستم زبان را هم یاد بگیرم و هم به زبانآموزان آموزش دهم. نکتهای که زبان دانمارکی را به زبان موسیقی وصل میکند، آهنگ (ملودی) است. در زبان دانمارکی، آهنگ کلمات از تلفظشان مهمتر است.
???? رامین مرادی درباره انتخاب سروده میرزاده عشقی گفت: هر بار که خواستم برای ایران ترانهای بسازم، کیفیت قطعه «ای ایران» و چهره محمد نوری و آهنگهای سالار عقیلی جلوی چشمم میآمدند و مانع میشدند؛ کارهای بسیار فاخر و ماندگار آنها هستند. همچنین سروده بسیار زیبای میرزاده عشقی را در سه جای مختلف با خوانش سه فرد متفاوت شنیدم. آنچنان در درونم جوشید که تصمیم گرفتم بسازم. مادرم، مثل همیشه، بهعنوان اولین منتقد آهنگسازیام وارد شدند و ویرایش کردند و اینچنین «وطن» آماده شد.
میرزاده عشقی خود بهتنهایی جهانی متفاوت است که در این مجال نمیگنجد. درک عمیقی میخواهد که در من پدیدار شد؛ که ایران در دل ما زنده است، حتی اگر هزاران کیلومتر بینمان فاصله بیفتد.
در اصل پیام این آهنگ، یعنی «وطن»، درودی است به روان همه کسانی که برای ایران و ایستادگی و سربلندی آن از جان گذشتند. وطن، مادر است؛ خاک پای مادر هستم.
وی با بیان اینکه سبک پاپ با تلفیقی از فرهنگ اصیل ایرانی را انتخاب کرده است، گفت:
به هر اندازه که در ایران و آسمان هنریاش جایی برای آزادگی باشد، با افتخار برای ایران و دغدغههایش هم خواهم ساخت و هم به روی صحنه خواهم رفت. چه حسی زیباتر از همصدا شدن با مردم زحمتکش، صبور و شریف میهنم؟
و پیام آخر رامین مرادی، خواننده جوان و مطرح ایرانی مقیم دانمارک: وقتی از میناب و هرگونه تجاوز به وطن عزیزم میشنوم، بغض دارم؛ دور از وطن اما مالامال از عشق وطن. برای ایران و هموطنان عزیزم آرامش و برای همه جهان، بهویژه کودکان، خنده از شوق، آرامش و صلح خواهانم.
زنده باد ایران
فردا یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ کالابرگ سرپرستان خانوار با رقم انتهایی کد ملی ۳، ۴، ۵ و ۶ شارژ میشود.

به گزارش اقتصادرسا؛ سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ کالابرگ سرپرستان خانوار با رقم انتهایی کد ملی ۰، ۱ و ۲ به همراه خانوارهای حمایتی (تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی) و خانوادههای نیروهای مسلح به ازای هر نفر یک میلیون تومان شارژ شد.
در ادامه کمک معیشت دولت در شرایط سخت اقتصادی فعلی، فردا یکشنبه ۲۰ اردیبهشت کالابرگ یک میلیون تومانی خانوارهای درآمدی که رقم انتهای کد ملی سرپرستان آنها ۳، ۴، ۵ و ۶ است، شارژ میشود. این افراد میتوانند با مراجعه به فروشگاههای خرد و زنجیرهای مبادرت به خرید اقلام مشمول طرح کنند.
اقلام کالابرگ شامل گوشت مرغ، تخممرغ، گوشت قرمز، حبوبات، قند و شکر، روغن، ماکارونی، برنج، شیر کمچرب، ماست کمچرب، پنیر و انواع میوه و سبزیجات است.
بنا بر اعلام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مهلت خرید اعتبار کالابرگ اردیبهشت ماه تا پایان خرداد است.
گفتنی است، یارانه غیرنقدی سایر خانوارهای ایرانی ساکن در کشور جمعه ۲۵ اردیبهشت ماه شارژ خواهد شد.
به گفته ایمان زنگنه، سخنگوی معاونت رفاه و امور اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره افزایش مبلغ کالابرگ، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی چند پیشنهاد برای افزایش مبلغ کالابرگ به دولت ارائه داده است. در صورت تصویب افزایش مبلغ کالابرگ در هیئتدولت، مابهالتفاوت مبلغ یارانه اردیبهشت ماه در اعتبار خرداد ماه لحاظ شده و واریز میشود.
در حال حاضر ۸۶.۹ میلیون نفر از ایرانیان، مشمول طرح کالابرگ شده و سایر خانوارها در صورت تمایل میتوانند با مراجعه به سامانه سازمان هدفمندی یارانهها و سامانه حمایت برای دریافت این یارانه غیرنقدی مبادرت به ثبت درخواست خود کنند.
روابط عمومی سازمان خصوصیسازی، در پی اظهارات اخیر برخی افراد درباره واگذاری سهام عدالت به جاماندگان، برای تنویر افکار عمومی بیانیهای صادر کرد.

به گزارش اقتصادرسا؛ به نقل از سازمان خصوصیسازی، در پی اظهارات اخیر برخی افراد درباره واگذاری سهام عدالت به جاماندگان؛ متأسفانه تبلیغات و پیامکهای دروغین با موضوع ثبت نام جاماندگان سهام عدالت از سوی افراد سودجو منتشر شده که در این باره موارد زیر را به اطلاع عموم میرساند:
هم اکنون هیچ برنامهای برای واگذاری سهام عدالت به جاماندگان و یا افرادی که قبلاً به هر دلیل از سهام عدالت برخوردار نشدهاند؛ وجود ندارد. هرگونه تصمیم برای واگذاری سهام به قشرهای خاصی از مردم مستلزم تصمیمگیری و تصویب قانون است؛ که تاکنون در این زمینه هیچ تصمیمی اتخاذ و ابلاغ نشده است.
همچنین روابط عمومی سازمان خصوصیسازی اعلام کرده است، انتظار می رود اشخاص از اظهارات غیرمسئولانه که موجب گمراهی قشرهای آسیبپذیر و نیز دستمایه سوء استفاده افراد فرصتطلب و سودجو میشود؛ خودداری نمایند.
از هموطنان عزیز درخواست میشود از هر گونه بازکردن پیوند اخبار و تبلیغات مربوط به ثبت نام سهام عدالت اکیداً خودداری نمایند.
بدیهی است مردم عزیز اخبار صحیح مربوط به واگذاری سهام عدالت را فقط از طریق مراجع ذیصلاح و رسمی از جمله پایگاه اینترنتی سازمان خصوصیسازی به نشانی WWW.IPO.IR پیگیری نمایند.
سخنگوی شرکت آب و فاضلاب استان تهران گفت: فرصت ویژهای برای دستیابی به تخفیف حداکثری ۳۰ درصدی فراهم شده است. این مشوق به مشترکانی تعلق میگیرد که با هماهنگی شرکت آب و فاضلاب، به صورت داوطلبانه تجهیزات و ادوات کاهنده مصرف در منازل خود نصب کنند.

به گزارش اقتصادرسا؛ بهنام بخشی با اشاره به تغییر مثبت در رفتار مصرفی شهروندان، از رشد ۱۱ درصدی تعداد مشترکان خوشمصرف خبر داد.
سخنگوی شرکت آب و فاضلاب استان تهران گفت: در ماههای گرم سال ۱۴۰۵، مشترکانی که زیر الگوی تعیینشده قرار داشته و حداقل ۲۰ درصد مصرف خود را نسبت به سال گذشته کاهش دهند، از تخفیف ۲۰ درصدی در کل آببهای خود بهرهمند خواهند شد.
بخشی در ادامه، به جزئیات پاداش ویژه برای مشترکان پیشرو پرداخت و اظهار داشت: فرصت ویژهای برای دستیابی به تخفیف حداکثری ۳۰ درصدی فراهم شده است. این مشوق به مشترکانی تعلق میگیرد که با هماهنگی شرکت آب و فاضلاب، به صورت داوطلبانه اقدام به نصب تجهیزات و ادوات کاهنده مصرف در منازل خود کنند. پس از تایید نصب و مشاهده آثار فنی این تجهیزات در کاهش مصرف، بخشودگی ۳۰ درصدی در قبوض ماههای گرم برای این خانوارها اعمال میشود که گامی بلند در جهت حمایت از مصرفکنندگان مسئولیتپذیر است.
سخنگوی آبفا، استفاده از تجهیزات کاهنده را یک معامله پرسود برای شهروندان توصیف کرد و گفت: نصب ادوات کاهنده مصرف آب علاوه بر کمک به پایداری شبکه توزیع، یک رکن اساسی در اقتصاد خانواده محسوب میشود. با این اقدام، هزینههای جاری خانوار بهطور مستمر کاهش یافته و مبلغ قبوض به حداقل میرسد؛ در واقع هزینه خرید این تجهیزات در مدت کوتاهی از محل پاداشهای ۳۰ درصدی و کاهش مصرف، به سبد هزینه خانواده بازمیگردد که این خود یک سرمایهگذاری هوشمندانه است.
وی در پایان با هشدار نسبت به یک باور اشتباه رایج، بر لزوم هوشیاری در روزهای پیش رو تأکید کرد و افزود: هرچند شاهد بارندگیهای مناسبی در فصل بهار بودیم، اما نباید این موضوع موجب غفلت ما از واقعیت ذخایر آبی و خشکسالیهای انباشته سالهای اخیر شود. فریب بارشهای مقطعی را خوردن و رها کردن الگوی مصرف، میتواند پایداری شبکه را در تابستان با چالش جدی مواجه کند. عبور موفق از فصل گرما تنها در گرو تداوم رفتار منصفانه خوشمصرفها و پرهیز از غفلتی است که ممکن است به واسطه بارشهای اخیر در افکار عمومی ایجاد شده باشد.
پزشکیان، تعرض به اماکن فرهنگی و تاریخی کشور را اقدامی مغایر با موازین بینالمللی و نشانهای از رویکرد مخرب دشمنان نسبت به هویت تمدنی ملتها دانست و بر لزوم پیگیری حقوقی خسارات وارده در مجامع بینالمللی تأکید کرد.

به گزارش اقتصادرسا؛ رئیسجمهور با حضور در مجموعه فرهنگی ـ تاریخی سعدآباد، از بخشهای آسیبدیده این مجموعه در جریان جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی بازدید کرد و در جریان آخرین وضعیت خسارات وارده قرار گرفت.
مسعود پزشکیان در این بازدید، با اشاره به اهمیت صیانت از میراث تاریخی، فرهنگی و هویتی ملت ایران، تعرض به اماکن فرهنگی و تاریخی کشور را اقدامی مغایر با اصول و موازین بینالمللی و نشانهای از رویکرد مخرب دشمنان نسبت به هویت تمدنی ملتها دانست.
در جریان این بازدید، گزارشی از میزان خسارات وارده به بخشهای مختلف مجموعه سعدآباد، بهویژه ساختمان «جمهوری» به رئیسجمهور ارائه شد؛ ساختمانی که طی سالهای گذشته میزبان دیدارهای رسمی و دوجانبه مقامات عالیرتبه کشورهای مختلف، مراسم امضای اسناد همکاری، نشستهای مشترک هیئتهای سیاسی و اقتصادی و همچنین کنفرانسهای مطبوعاتی رؤسای جمهور و مقامات خارجی بوده است.
آقای پزشکیان با تأکید بر ضرورت حفظ و احیای ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی و دیپلماتیک کشور، دستور داد روند مرمت، بازسازی و ترمیم بخشهای آسیبدیده این مجموعه در سریعترین زمان ممکن و با بهرهگیری از ظرفیتهای تخصصی و فنی ذیربط آغاز و با دقت و کیفیت لازم دنبال شود.
رئیسجمهور همچنین بر لزوم ثبت، مستندسازی و پیگیری حقوقی خسارات وارده به اماکن تاریخی و فرهنگی کشور در مجامع و سازوکارهای بینالمللی تأکید کرد.
نهم اسفندماه، تاریخی که در دفتر سیاه تاریخ معاصر ایران، با رنگ خون و خاکستر نوشته شد؛ روزی که ائتلاف ظالمانه میان رژیم صهیونیستی و آمریکا، نه برای دفاع، بلکه برای نابودی و فروپاشی، پیکان حملات خود را به سوی قلب تپندهی ایران نشانه رفت. حملاتی که با هدف از بین بردن قدرت دفاعی و زیرساختهای حیاتی انجام شد، اما نتوانست ارادهی یک ملت را در هم بشکند.

تاریکی در لباس جنگ: از مراکز نظامی تا کوچههای مسکونی
اقتصادرسا؛ /علی بیات/حملات آغاز شده از نهم اسفند، فراتر از یک درگیری نظامی کلاسیک بود؛ این یک «جنگ تمامعیار علیه بقای یک ملت» بود. هدفگیریهای به دشمن، از مراکز استراتژیک و دفاعی کشور آغاز شد تا قدرت بازدارندگی ایران را هدف قرار دهند، اما بلافاصله و با بیرحمی تمام، به مناطق مسکونی و زیرساختهای حیاتی گسترش یافت. بمباران سازمانهای خدماترسان و زیرساختهای مدنی، نشان داد که هدف اصلی، تنها تخریب نظامی نبود، بلکه ایجاد بحران انسانی، فروپاشی نظم اجتماعی و ایجاد وحشت در دل مردم عادی بود. این اقدام، نقض آشکار تمام قوانین بینالمللی و حقوق بشری است که در آن، خط قرمز میان میدان جنگ و سکونتگاههای مردم، به طور کامل شکسته شد.
شهادت؛ شکوهِ ایستادگی در برابر ظلم
در میان غبار ناشی از انفجارها، تلخترین بخش این جنایت، ترور شخصیتهایی بود که نماد پایداری و هدایت این سرزمین بودند. شهادت رهبری عالیقدر که در سختترین لحظات، تکیهگاه ملت بود، و از دست رفتن جمعی از فرماندهان ارشد نظامی که با جان خود، سپر دفاعی کشور را تشکیل میدادند، ضربهای بود که هدف آن، از کار انداختن سلسلهمراتب قدرت و ایجاد خلاء هدایتی بود. اما آنچه دشمن نادیده گرفت، این حقیقت بود که شهادت، در فرهنگ ما، پایانِ یک مسیر نیست، بلکه آغازِ یک حرکتِ عظیمتر است. خونِ این شهدای گرانقدر، نه تنها باعث عقبنشینی نشد، بلکه جریانی از خشم و اراده را در رگهای ملت جاری کرد که هیچ بمبی قادر به مهار آن نیست.
محکومیت جهانی و انزوای ظالمان
این حجم از جنایت، از تخریب زیرساختهای غیرنظامی تا ترورهای هدفمند، در تمام گوشه و کنار جهان با موجی از محکومیت روبرو شد. جامعه جهانی، علیرغم تفاوتهای سیاسی، نتوانست در برابر این وضوحِ جنایت سکوت کند. این حملات، فراتر از یک تقابل منطقهای، به یک بحران اخلاقی جهانی تبدیل شد که در آن، رژیم صهیونیستی و آمریکا، چهرهی واقعی خود را به عنوان عامل بیثباتی و نقض صریح صلح بینالمللی نشان دادند. محکومیتهای گسترده، نشان داد که جهان، حتی اگر در اقدامات سیاسی همنظر نباشد، در برابر خونریزی بیهدف و هدف قرار دادن مردم عادی، یکپارچه است.
از خاکستر، خورشیدی نو برمیخیزد
نهم اسفند، هرچند با تلخی و سوگ همراه بود، اما میراث آن، تنها ویرانی نبود. این حملات، گواه دیگری بر این واقعیت بود که ایران، همواره هدفِ قدرتهای متجاوز بوده است. با این حال، تاریخ نشان داده که هرچه این دشمنان بیشتر بر تخریب تمرکز کنند، ملت ایران بیشتر بر «بقا و شکوفایی» پافشاری میکند. خونِ شهدای این روز، و اشکِ مادرانی که فرزندانشان را در میان آوار از دست دادند، سوگندنامهای است برای آینده؛ سوگندی برای اینکه ایران، با تمام زخمها، از میان خاکستر این جنایت، استوارتر و مقتدرتر برخیزد و نشان دهد که ارادهی یک ملت، فراتر از هر آتشافروزی است.
۲۲ بهمن فراتر از یک تاریخ در تقویم، نمادی از اراده یک ملت برای تعیین سرنوشت خویش است. این روز، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران است که در آن، خواست عمومی برای عدالت، آزادی و استقلال به ثمر نشست.

اقتصادرسا؛/ علی بیات/نگاه به ۲۲ بهمن، نگاه به یک رویداد ایستا در گذشته نیست؛ بلکه بازخوانی مداوم آرمانهایی است که انقلاب بر پایه آنها شکل گرفت. در دنیای پرشتاب امروز که مفاهیم و ارزشها دستخوش تغییرات سریع هستند، بازگشت به ریشههای انقلاب میتواند چراغ راهی برای عبور از چالشهای پیشرو باشد. آنچه در بهمن ۵۷ رخ داد، تجلی وحدت کلمه بود؛ وحدتی که در آن اقشار مختلف جامعه با سلایق گوناگون، زیر یک چتر واحد گرد آمدند تا تغییر را رقم بزنند.
امروز، گرامیداشت این روز به معنای تأکید بر همان روحیه مطالبهگری، امید و ایستادگی است. انقلاب اسلامی در ذات خود، جریانی پویاست که برای بقا و بالندگی، به نقد منصفانه، اصلاح امور و مشارکت فعال مردم نیاز دارد. ۲۲ بهمن یادآور این نکته مهم است که قدرت اصلی یک کشور، نه در ابزارها، بلکه در سرمایه اجتماعی و پیوند میان مردم و آرمانهای بلند آنان نهفته است. در این روز، فرصت آن است که با نگاهی به مسیر طی شده، نقاط قوت را تقویت کنیم و با تکیه بر خرد جمعی، برای ساختن فردایی بهتر، گامهای استوارتری برداریم.
اگرچه نوروز در فروردین است، اما روحیه جشنگیری و تجدید حیات در دیماه نیز جریان دارد. جشنهای محلی و آیینهای باستانی دیماه، گنجینهای از فرهنگ اصیل ایرانی هستند. چگونه میتوانیم این میراث زنده را در دنیای مدرن حفظ کنیم؟
اقتصادرسا؛ / علی بیات/دی ماه، ماهِ «دیگان» و جشنهای باستانی است. آتشنشانی، یلدا (که نزدیک است) و سایر آیینهای زمستانی، نشاندهنده پیوند عمیق ایرانیان با طبیعت و چرخه زندگی است. در سال ۱۴۰۴، با وجود تمام چالشهای اقتصادی و اجتماعی، مردم همچنان به سنتهای خود وفادار ماندهاند. این وفاداری، نشانهای از تابآوری فرهنگی و هویت قوی است. اما سوال اینجاست: آیا این سنتها هنوز معنای خود را برای نسل جدید حفظ کردهاند؟
مسئله اصلی در دی ۱۴۰۴، «تجاریسازی فرهنگ» است. بسیاری از جشنها به بهانههای سودجویی تبدیل شدهاند. گلفروشیهای گرانقیمت، هدایای لوکس و مهمانیهای پرهزینه، روح ساده و صمیمی این آیینها را مخدوش کرده است. ما نیاز داریم به ریشههای واقعی این جشنها بازگردیم. دیماه زمان تفکر، گفتگوهای دورهمی و قدردانی از نعمتهاست، نه نمایش ثروت.
علاوه بر این، دیماه فرصتی خوب برای معرفی فرهنگ ایرانی به جهان است. گردشگری فرهنگی میتواند منبع درآمدی جدید برای کشور باشد. اما برای این کار، زیرساختهای لازم باید فراهم شود. راهنمایان تور، هتلها و خدمات مرتبط باید استانداردهای جهانی را رعایت کنند. همچنین، حفظ آثار تاریخی و بناهای قدیمی در این ماه اهمیت دوچندان پیدا میکند.
از سوی دیگر، نقش زنان در برگزاری و حفظ این سنتها پررنگ است. آنها نگهبانان اصلی فرهنگ و آدابورسوم خانوادگی هستند. احترام به نقش آنان و ایجاد فرصتهای برابر برای مشارکت فرهنگی، میتواند به غنای بیشتر این جشنها بینجامد.
در نهایت، دی ۱۴۰۴ زمانی است برای یادآوری اینکه ما چه کسانی هستیم. در میان آشوب دنیا، فرهنگ ایرانی مثل کشتی محکمی است که ما را سرپا نگه داشته. بیایید با افتخار این میراث را پاس بداریم و آن را به نسل بعد منتقل کنیم. نوروز فقط یک تعطیلی نیست، بلکه فلسفهی زندگی ماست: پایان هر تاریکی، روشنایی است.
دی ماه، سردترین ماه سال است، اما سرمای اقتصادی نیز کمجانکنندهتر نیست. با شروع نیمه دوم سال، نگرانیها از رکود عمیقتر و بیکاری بیشتر افزایش یافته است. آیا سیاستگذاران برای مدیریت این طوفان آمادهاند یا در حال بازی با آتش هستند؟

اقتصادرسا؛ /علی بیات/دی ماه، فصل پایان سال و آغاز محاسبات پایانی است. در حالی که طبیعت در خواب زمستانی فرو رفته، اقتصاد ایران در حالت هوشیاری کامل قرار دارد. نرخ بیکاری، به ویژه در میان جوانان و فارغالتحصیلان دانشگاهی، به رقمی نگرانکننده رسیده است. بسیاری از شرکتها به دلیل کاهش تقاضا و مشکلات نقدینگی، مجبور به تعدیل نیرو شدهاند. این روند اگر ادامه یابد، میتواند منجر به بحران اجتماعی جدی شود.
یکی از راهکارهای فوری در دی ۱۴۰۴، فعالسازی شبکههای ایمنی اجتماعی است. یارانههای نقدی باید هدفمندتر توزیع شوند تا به گروههای آسیبپذیر کمک کنند. همچنین، برنامههای آموزش مجدد مهارتها (Reskilling) برای کارمندان بیکار شده ضروری است. دولت باید با همکاری بخش خصوصی، کارگاههای آموزشی رایگان برگزار کند تا افراد بتوانند خود را با نیازهای جدید بازار کار تطبیق دهند.
علاوه بر بیکاری، مسئله «کسری بودجه» نیز در دی ماه بیشازپیش احساس میشود. هزینههای جاری دولت بسیار بالاتر از درآمدهای پایدار است. این عدم تعادل باعث میشود بانک مرکزی مجبور به چاپ پول شود که خود محرک تورم است. اصلاح نظام مالیاتی و گسترش پایگاههای مالیاتی، راهکاری منطقی برای جبران این کسری است. مالیات باید عادلانه باشد و از مشاغل کوچک و متوسط فشار مضاعف وارد نکند.
همچنین، دی ماه زمان تصمیمگیری برای سال جدید است. برنامهریزیهای کلان باید با واقعیتهای موجود همسو شوند. وعدههای بزرگ و غیرواقعی، تنها امید واهی ایجاد میکنند. ما نیازمند برنامههایی کوچک، قابل اجرا و نتیجهمحور هستیم. اعتماد عمومی، گرانبهاترین سرمایه کشور است که با وعدههای توخالی به سرعت از بین میرود.
در نهایت، دی ۱۴۰۴ هشداری است برای بیداری. اگر امروز اقدام جدی نکنیم، فردا با هزینهای بسیار بالاتر مواجه خواهیم شد. بیایید با واقعبینی و تلاش مشترک، مسیر نجات اقتصادی را هموار کنیم. زمستان سخت است، اما بهار امید، تنها با عبور از این سرما ممکن است.
با ورود به آذر ۱۴۰۴، واژه «اقتصاد مقاومتی» بارها تکرار شده است، اما آیا مردم در سبد خرید خود این مقاومت را حس میکنند؟ گذر از اقتصاد نفتی و تکمحصولی نیازمند شجاعت اجرایی است، نه فقط بیانیههای مطبوعاتی.

اقتصادرسا؛ / علی بیات/آذر ماه، فصل ارزیابی عملکرد اقتصادی سال است. شاخصهای کلان ممکن است ثبات نسبی را نشان دهند، اما واقعیت کف بازار متفاوت است. تورم ساختاری و کاهش ارزش پول ملی، قدرت خرید خانوارها را تحت فشار قرار داده است. راهکارهای سنتی مانند کنترل دستوری قیمتها دیگر پاسخگو نیستند و تنها باعث ایجاد بازار سیاه و فساد میشوند. اقتصاد مقاومتی واقعی یعنی تقویت تولید داخلی، بهبود محیط کسبوکار و جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی.
چالش اصلی در آذر ۱۴۰۴، «اعتمادسازی» است. بخش خصوصی که سالها با بیثباتی قوانین دستوپنج نرم کرده، اکنون با احتیاط کامل عمل میکند. دولت باید با تضمین حاکمیت قانون و شفافیت مالی، ریسک سرمایهگذاری را کاهش دهد. همچنین، حمایت از شرکتهای دانشبنیان و استارتاپها میتواند موتور محرکه جدیدی برای رشد اقتصادی باشد. این شرکتها نه تنها اشتغالزا هستند، بلکه واردکننده فناوریهای نوین به کشور میشوند.
علاوه بر این، مسئله تحریمها همچنان سایه سنگینی بر تجارت خارجی انداخته است. تنوعبخشی به شرکای تجاری و استفاده از مکانیزمهای پرداخت غیردلاری، ضرورتی انکارناپذیر است. اما این اقدامات نباید جایگزین اصلاحات ساختاری شوند. بدون توسعه صادرات غیرنفتی و افزایش بهرهوری، هیچ راه فراری از چرخه تورم وجود ندارد.
در نهایت، اقتصاد مقاومتی یک پروژه ملی است که مشارکت همه اقشار جامعه را میطلبد. مصرفکنندگان ایرانی با انتخاب کالای باکیفیت داخلی، میتوانند به تولیدکنندگان کمک کنند. همزمان، مسئولان باید با حذف موانع اداری و بوروکراسی پیچیده، فضا را برای رشد کسبوکارها هموار کنند. آذر ۱۴۰۴ زمانی است که باید ثابت کنیم ایران میتواند بر بحرانها غلبه کند، اگر ارادهای جمعی برای تغییر وجود داشته باشد.
آذرماه، ماه زادگاه فردوسی و نماد نبرد نور با تاریکی است. در سال ۱۴۰۴، این نماد ادبی معنای تازهای یافته است: نبرد با ناامیدی و جستجوی راهحلهای خلاقانه در شرایط سخت. آیا ما توانستهایم درسهای تاریخ را برای ساختن آیندهای روشن به کار گیریم؟

اقتصادرسا؛/علی بیات/ آذر ۱۴۰۴، ماهی است که شبهایش بلندتر میشوند و نیاز انسان به نور و گرما بیشتر حس میشود. اما این نور فقط فیزیکی نیست، بلکه نمادی از دانش، امید و مقاومت فرهنگی است. در این ماه، جامعه ایرانی با چالشهای متعددی روبروست، اما همچنین با فرصتهایی برای بازتعریف هویت جمعی خود مواجه است. مسئله اصلی، «حفظ امیدواری واقعبینانه» است. نه امید واهی که مشکلات را نادیده بگیرد، و نه یأس مطلق که حرکت را متوقف کند.
یکی از مهمترین رویدادهای آذر، تمرکز بر میراث فرهنگی و ادبیات فارسی است. در عصر هوش مصنوعی و محتوای زودگذر، بازخوانی آثار کهن با نگاهی نو، میتواند الهامبخش حل مسائل مدرن باشد. فردوسی با «شاهنامه» خود، هویت ایرانی را در بدترین شرایط تاریخی حفظ کرد. امروز نیز ما نیازمند قهرمانانی هستیم که با قلم و فکر، مرزهای دانش را جابهجا کنند. حمایت از پژوهشگران، نویسندگان و هنرمندان، سرمایهگذاری روی آیندهی کشور است.
از سوی دیگر، آذرماه آغاز فصل سرماست و چالشهای انرژی دوباره سر برمیآورند. کمبود گاز و قطعی برق در مناطق مختلف، نشاندهنده ناکارآمدی زیرساختهاست. مدیریت مصرف در این ماه باید هوشمندانه باشد. استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر مانند خورشید و باد، که در ایران پتانسیل بالایی دارند، باید سرعت گیرد. وابستگی صرف به سوختهای فسیلی، هم زیانبار است و هم آسیبزا.
علاوه بر این، آذر ماه زمان ارزیابی عملکرد نیمه اول سال تحصیلی و کاری است. این فرصتی است برای اصلاح مسیر. اگر برنامهریزیهای قبلی موفق نبودهاند، شجاعت تغییر لازم است. عدم تعهد به اهداف، هزینهی سنگینی دارد. مدیران و رهبران جامعه باید با شفافیت، نقاط ضعف را بپذیرند و برای رفع آنها اقدام کنند.
در پایان، آذر ۱۴۰۴ پیامی روشن دارد: تاریکی مطلق نیست، بلکه زمینهای برای درخشش ستارههاست. با همبستگی، دانش و تلاش مستمر، میتوانیم گرمای انسانیت را در سردترین روزهای سال حفظ کنیم. بیایید امسال، آذر را به یاد ماندنی کنیم، نه با شکایت، بلکه با ساختن.
کلیه حقوق اقتصادرسا محفوظ می باشد